كد مطلب: 731
تاريخ انتشار: 27 دی 1390 ساعت 17:29

پاسخ علایی به شریعتمداری: به شعور انسانها احترام بگذارید

گرچه بنا نداشتم پس از توضیحی که در روز اربعین حسینی(ع) در باره سوء برداشت از "مقاله قیام 19 دی" منتشر کردم، پاسخی به نوشته های مختلف از جمله نامه بعضی از دوستان و همرزمان دوره دفاع مقدس بدهم، ولی نمی توان به مطلب درج شده در روزنامه کیهان با عنوان "قطره دریاست اگر با دریاست" بی تفاوت بود

در پی انتشار یادداشت حسین شریعتمداری، مدیر مسوول روزنامه کیهان علیه دکتر حسین علایی، وی در مطلب کوتاهی به این یادداشت پاسخ داد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب امروز»، متن این نامه به شرح زیر است:

برادر ارجمند جناب آقای حسین شریعتمداری

باسلام


گرچه بنا نداشتم پس از توضیحی که در روز اربعین حسینی(ع) در باره سوء برداشت از "مقاله قیام 19 دی" منتشر کردم، پاسخی به نوشته های مختلف از جمله نامه بعضی از دوستان و همرزمان دوره دفاع مقدس بدهم، ولی نمی توان به مطلب درج شده در روزنامه کیهان با عنوان "قطره دریاست اگر با دریاست" بی تفاوت بود. بنابراین نکاتی را به این شرح تقدیم می دارم:


1-    این مقاله را من نوشته ام و دشمن و یا کسی آن را به من القا نکرده است. من از  افرادی نیستم که دیکته دیگران را به صورت سفارشی بنویسم. متأسفانه بعضی دوست دارند هر مطلبی را که نمی پسندند، کار دشمن و یا  ضد انقلاب بدانند.


2-        بهتر است به شعور انسانها احترام گذاشته شود و افرادی را که مثل شما نمی اندیشند مهره یا شکار حریف نخوانید.


3-    این یادداشت صرفا علیه رفتارهای خشن دیکتاتوری رژیم شاه است که سرانجام مردم ایران با انگیزه الهی، انقلاب اسلامی خود را از 15 خرداد 1342 در برابر این پادشاهی سفاک آغاز کردند و آن را در 22 بهمن 1357 به ثمر رساندند. طبیعی است که نوشتن و مخالفت با استبداد و دیکتاتوری نظام شاهنشاهی، مطلب موهنی نیست.


4-     در مورد بکار بردن لفظ "کشته" برای شهدای فاجعه قم، لطفا به صحیفه نور مراجعه فرمائید تا ببینید حضرت امام خمینی چند بار از لفظ "کشته" برای شهدای انقلاب و جنگ استفاده کرده اند(صحیفه نور، جلد 1، ص 267).البته همیشه معتقدیم که: ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله اموات بل احیاء عند ربهم یرزقون


5-        امام خمینی به القاب و عناوین وابسته نبودند و خود می فرمایند: "اگر به من خدمتگزار بگویید بهتر از آن است که رهبر بگوئید". از سوی دیگر در آن سال ها، امام عزیز ما در بین مردم جهان، بیشتر به لقب زیبای آیت الله که نشانه الهی بودن او بود معروف بودند. لازم به ذکر است عنوان مقاله یاد شده "قیام 19 دی از نگاهی دیگر" می باشد که بیان کننده دیدگاه تاریخی این رویداد می باشد.



6-    مسئله تغییر رژیم شاهنشاهی همیشه در نظر حضرت امام خمینی مطرح بوده است، ولی شعار سرنگونی شاه با گسترش سرکوب ها، آرام آرام در بین مردم مسلمان و هوشیار ایران توسعه یافت و خوشبختانه با قیام همگانی به رهبری حضرت امام خمینی رحمت الله علیه این حکومت فاسد برای همیشه از بین رفت.


7-    من همیشه به پاسداری از انقلاب عظیم اسلامی ملت ایران که با تقدیم هزاران شهید عالی مقام، بساط دیکتاتوری و استبداد را برچید افتخار می کنم و همیشه بر روح امام عظیم الشأن امت درود می فرستم و یاد و راه او را در این ایام قیام بر ضد دیکتاتوری ها در جهان عرب زنده می دارم؛ مقاله 19 دی هم از این قاعده مستثنا نبوده و نباید آن را بیراهه قلمداد کرد.

در پایان توجه به این نکته ضروری است که توسعه تفکر اسلامی همچنان در مخالفت با ظلم و یاری از مظلومین است که تضمین می یابد. امام علی(ع) در آخرین وصیت خود می فرمایند:کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا  یعنی دشمن ظالم و یار مظلوم باشید.


 26/10/1390

گفتنی است متن یادداشت حسین شریعتمداری که در شماره روز یکشنبه کیهان منتشر شده بود، به شرح زیر است:

یادداشت امروز را برادر و همکار عزیزم آقای سعدالله زارعی نوشته بود ولی طی چند روز گذشته بسیاری از خوانندگان گرامی در تماس با روزنامه، نظر کیهان را درباره مقاله روز دوشنبه- 19 دی ماه- آقای حسین علایی در روزنامه اطلاعات جویا شده بودند. پاسخ اولیه ما این بود که واکنش نسبت به اینگونه نوشته ها یکی از اصلی ترین اهداف کسانی است که آن را تدارک دیده اند تا از این طریق یک ماجرای دم دستی و کم اهمیت را به موضوع روز تبدیل کرده و به فتنه گران تنفس مصنوعی بدهند. از این روی پرداختن به آن را غیرضروری می دانستیم، اما بعد از انتشار نامه تعدادی از سرداران محترم سپاه در اعتراض به آقای حسین علایی و نصیحت همراه با ملامت وی که از غیرت دینی و انقلابی آن عزیزان حکایت می کرد، اشاره به نکاتی چند درباره یادداشت آقای علایی را ضروری تلقی کردیم و در این وجیزه نگاهی - هرچند گذرا- از زاویه ای دیگر به ماجرا خواهیم داشت. امید آن که آقای حسین علایی در این نوشته اندیشه کند و چنانچه گفتنی های آن را شنیدنی ارزیابی کرد، پای از بازی بیشتر در میدان دشمن بیرون بکشد.


1- «بازی با مهره حریف» یا «شکار مهره» یکی از ترفندهای عملیات روانی است. دشمن در این ترفند شکار خود را از میان کسانی انتخاب می کند که اولا؛ سابقه شناخته شده ای از همراهی با نظام را در کارنامه خویش داشته باشند و ثانیا؛ به هر علت، از جمله ضعف بینش سیاسی، آرزوهای برآورده نشده و امثال آن، با نظام فاصله گرفته باشند. دشمن در این حالت، از یکسو نقطه ضعف شکار خود را موجه جلوه داده و به تقویت آن می پردازد. مثلا چنانچه «شکار» مورد نظر به مسئولیت دلخواه خود در نظام دست نیافته باشد، این توهم را در وی می دمد که مسئولان بالادستی نظام حق او را نادیده گرفته و یا پایمال کرده اند! و از این طریق می کوشد تا حس انتقامجویی را در شکار خود تحریک کند. و از سوی دیگر، فرد شکار شده را گام به گام به موضع گیری علیه نظام می کشاند و هریک از این گام های زاویه دار او را به گونه ای -مثلاً از طریق رسانه ها- برملا می کند تا به تدریج پل های پشت سر شکار خود را خراب کرده و راهی برای بازگشت وی باقی نماند. دشمن در این مرحله، زبان خود را در کام فرد شکار شده می گذارد و آنچه را که از زبان و قلم دشمن تابلودار قابل عرضه نیست بر زبان و قلم شکار خود می نشاند.


2- اکنون باید دید که آقای حسین علایی یک مهره شکار شده است و یا آنچه در یادداشت موهن خود آورده است، برخاسته از خواست و برداشت خود ایشان است؟ یافتن پاسخ این سؤال دشوار نیست و برای کشف آن فرمول علمی و تعریف شده ای وجود دارد. با این توضیح که؛
الف: اگر اظهارات شخص مورد نظر- در اینجا، آقای حسین علایی- برخاسته از دیدگاه و نظر خود او باشد، در بستر و چارچوب فرهنگ شناخته شده وی ابراز می شود، چرا که فرهنگ نوشتاری یا گفتاری افراد- صرفنظر از محتوای آن- به آسانی قابل تغییر نیست و نمی توان این تغییر فرهنگ را مثلاً به سادگی تهیه یک تابلو و نصب آن به یکی از دیوارهای اتاق تلقی کرد!
ب: و اما چنانچه فرد مورد نظر با فرهنگی متفاوت از فرهنگ شناخته شده خود سخن بگوید و مخصوصاً هنگامی که فرهنگ به کار گرفته شده با فرهنگ شناخته شده وی تفاوتی فاحش و در حد تضاد داشته باشد می توان حدس زد- و البته متأسف نیز بود - که به عنوان یک مهره از سوی دشمن شکار شده و چه بخواهد و بداند و یا نخواهد و نداند در میدان دشمن به بازی گرفته شده است.


3- حالا به یادداشت آقای حسین علایی توجه کنید؛
«... حکومت شاه به بهانه نداشتن مجوز برای راهپیمایی- 19 دی ماه 56- به طلاب و جوانان در خیابان صفائیه حمله کرد و تعداد 6 نفر از طلاب و معترضین را کشت و عده ای را نیز مجروح کرد... رژیم شاه ظرف یک سال بیش از 2 هزار نفر از مردم معترض در خیابان های شهرهای مختلف را کشت ولی هر چه بر کشته های خیابانی افزوده می شد...»
آیا یک سردار سپاه، آنهم در حالی که کماکان خود را طرفدار انقلاب و جمهوری اسلامی معرفی می کند، می تواند به جای واژه «شهید» از شهدای مظلوم 19 دی قم از واژه «کشته شده» استفاده کند؟! آنهم نه یک بار و دوبار، بلکه 3 بار در یک نوشته کوتاه 4خطی و حتی یک بار هم به جای «کشته» از واژه شهید استفاده نکند؟! ممکن است گفته شود، این جابجایی در نوشتار، از نوع «خطای زبان و قلم» است! که باید گفت؛ آقای علایی یک سردار سپاه است و فرهنگ شهید و شهادت در وی نهادینه شده است بنابراین، اگر جابجایی این واژه عمدی نبوده است، دستکم باید یک بار به جای «کشته شده» از لفظ شهید استفاده می کرد که نکرده است! چرا؟!... باید توجه داشت که «خطا» وقتی در یک موضوع واحد به تکرار رسید، دیگر «خطا» تلقی نمی شود، بلکه «خط» است!


4- آقای علایی در یادداشت کذایی، برخلاف عقیده و نظر بارها اعلام شده خود به این تحلیل می نشیند که مردم ایران خواستار تغییر رژیم شاهنشاهی نبوده اند بلکه فقط انجام تغییراتی در رژیم شاهنشاهی را دنبال می کردند!! ولی از آنجا که شاه به اصلاحات مورد نظر آنها پاسخ مثبت نداد، تظاهرات و اعتراضات شدت گرفت و «عملاً از اقتدار نظام شاهنشاهی کاسته شد»! و سپس در 7 بند و در قالب پرسش های فرضی، محمدرضا شاه را نصیحت می کند که چرا با بی توجهی نسبت به اصلاحات مورد نظر مردم باعث فروپاشی رژیم شاهنشاهی شده است؟!
باید از آقای علایی پرسید؛ آیا مردم خواستار سرنگونی رژیم شاهنشاهی و برپایی جمهوری اسلامی نبودند؟ و آیا بعد از تغییر نخست وزیر، شعار نمی دادند «ما میگیم شاه نمی خوایم، نخست وزیر عوض میشه» و...؟!


5- آقای حسین علایی در یادداشت مورد اشاره، برخلاف فرهنگ رایج و جای گرفته در قلب و جان سپاهیان، از بکارگیری واژه «امام» برای نامیدن آن مراد به حق پیوسته و رهبر کبیر انقلاب اسلامی، خودداری می ورزد و آنجا که ناچار به نام بردن از آن بزرگوار است به عبارت «آیت الله خمینی» بدون هیچ پیشوند و پسوند احترام آمیز بسنده می کند.
آیا، این دیدگاه و فرهنگ و چارچوبی که در بیان آن به کار گرفته شده می تواند با دیدگاه کسی که عمری را در کسوت یک سردار سپاه سپری کرده است کمترین همخوانی و ارتباطی داشته باشد؟! قاعده آن بود و هست که زبان جناب علایی در نام بردن از امام(ره)، به کمتر از «حضرت امام(ره)» حرکت نکند و در کام نچرخد. آیا آن چرخش و این نچرخیدن زبان و قلم ایشان را باید- خدای نخواسته- به حساب چرخش مواضع آقای علایی نوشت یا -باز هم خدای نخواسته- به حساب دیکته ای که دیگران برای او نوشته اند؟! بی تردید، این نوشته با فرهنگ گفتاری و نوشتاری یک سردار سپاه آنهم با سابقه فرماندهی در جنگ تحمیلی همخوانی ندارد. دارد؟! پس چه کسی آن را دیکته کرده است؟!


6- یک بار دیگر به یادداشت آقای حسین علایی مراجعه کنید. ایشان اولا؛ به حضرت امام(ره) اهانت می کند و بنای مستحکم آن بزرگوار یعنی انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن را بدون انگیزه الهی و اسلامی قلمداد می کند! ثانیا؛ خاستگاه اسلامی انقلاب را نفی می کند و خواست با خون نوشته مردم مسلمان ایران را در حد و اندازه اصلاحات در رژیم شاهنشاهی تنزل می دهد! ثالثا؛ از فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 حمایت می کند و...
حالا امضای یادداشت را نادیده بگیرید. آیا نوشته ایشان با نوشته ای که از یک ضد انقلاب دوآتشه انتظار می رود کمترین تفاوتی دارد؟! اگر تفاوتی ندارد- که ندارد- احتمال سفارشی بودن آن دور از ذهن نیست!


7- در حالی که انقلاب اسلامی به الگوی تحولات در جهان اسلام تبدیل شده و ملت های مسلمان با در دست داشتن این نسخه بر دیکتاتورهای دست نشانده شوریده و پوزه آمریکا و اسرائیل و متحدان اروپایی آنها را به خاک مذلت مالیده اند و در حال و هوایی که دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب، انکار نمی کنند که از اقتدار ایران اسلامی تحت رهبری امام راحل و خلف حاضر او به تنگ آمده و فریاد استیصال سرداده اند، مخالف خوانی افرادی که روزی همراه انقلاب بوده اند جز آن که برای دهان های گرسنه دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها خوراکی در حد و اندازه یک ساندویچ فراهم کند چه تأثیر دیگری می تواند داشته باشد؟! جناب علایی! «قطره دریاست، اگر با دریاست ورنه او قطره و دریا، دریاست».


8- دیروز آقای حسین علایی طی یادداشت کوتاهی بر وفاداری خود به اسلام و انقلاب و ولایت فقیه تأکید کرد که امید است اولین گام ایشان برای بازگشت از بیراهه ای باشد که در آن گام نهاده بود و همینجا گفتنی است و عبرت آموز نیز هست که یادداشت کذایی آقای علایی، به به و چهچه و استقبال همراه با ذوق زدگی فراوان رسانه های دشمن و گروه های ضد انقلاب را در پی داشت ولی نوشته کوتاه دیروز او با بی اعتنایی همان رسانه ها روبرو شد. عبرت انگیز نیست؟! فاعتبروا یا اولی الالباب...


حسین شریعتمداری

به اشتراک بگذارید:

نظرات (29)
 خوشم میاد سردار کوتاه وقاطع مینویسه.
شناسه: 2220
بدون نام
27 دی 1390 ساعت 18:06
0
3
 یعنی آخر ادب است این آقای شریعتمداری!! هر خواننده ای که مطلب مودبانه سردار علایی را بخواند و فحش نامه کیهان را بیند واقعا به مظلومیت علایی ها در مقابل رفتار دور از ادب امثال شریعتمداری پی می برد
شناسه: 2223
پرستو
27 دی 1390 ساعت 18:12
0
2
 فقط مقایسه کنید حرفهای سردار رو با حرفهای شریعتمداری...راست میگن که تا مرد سخن نگفته باشد....
شناسه: 2242
نیما
27 دی 1390 ساعت 19:18
0
2
 دمت گرم سردار. ..
شناسه: 2244
بدون نام
27 دی 1390 ساعت 19:28
0
3
 نمی دونم چرا ولی احساس می کنم آقای شریعتمداری اون چیزی نیست که ادعا می کنه!
شناسه: 2246
عماد
27 دی 1390 ساعت 19:35
0
2
 "خوانندگان گرامی در تماس با روزنامه،..."
من زورش خرزو خان احتمالا.
کی کیهان می خونه برادر حسین.!؟ بزور می برید تو اماکن دولتی می ذارید رو میز فکر کردی کسی بابتش خریدش جز برای اسباب کشی و میوه تره باری پول می ده
شناسه: 2252
بدون نام
27 دی 1390 ساعت 19:59
0
1
 سردار! به چه کسی تذکر میدهید؟ پند گفتن با جهول خوابناک، تخم افکندن بود در شوره خاک!
شناسه: 2257
بدون نام
27 دی 1390 ساعت 20:03
0
1
 دل شیرت رو باید طلا گرفت مرد
شناسه: 2261
بدون نام
27 دی 1390 ساعت 20:16
0
2
 وقتی قطره را از دریا کم کنی چیزی از دریایی دریا کم نمیشود ولی اگر رودهایی که به دریا میریزند را ببندی چه اتفاقی میافتد؟!!!!! راستی اگر سردار علایی به قطره شبیه است نگرانی دریا ازچیست؟
شناسه: 2273
اشنای خوشنویس
27 دی 1390 ساعت 21:04
0
2
 دم هرچی بچه بسیجی(خاصه صد و هفتیا)گرم
اللهم احفظ قاِِِِِِئدنا الخامنه ای
شناسه: 2274
مهران
27 دی 1390 ساعت 21:18
1
1
 ادب مرد به ز دولت اوست.
شناسه: 2280
رسول
27 دی 1390 ساعت 21:52
0
2
 اجرک ا...
شناسه: 2281
بدون نام
27 دی 1390 ساعت 21:53
0
2
 خدا کنه فوت من با شریعتمداری در یک روز باشه که ببینم اون دنیا چه پوستی ازش میکنند . چرافکر میکنی فقط تو امام و رهبر را میشناسی
شناسه: 2305
رضا
27 دی 1390 ساعت 22:41
0
1
 سلام بر همه .
ای بابا پس چرا روزنامه اطلاعات و سردار خوش سابقه ما عذر خواهی نمودند بالام جان ! یعنی اینکه نوشته شان درست نبوده دیگه .
شناسه: 2314
حکمت
27 دی 1390 ساعت 23:20
0
0
 نوشته شریعتمداری منطقی است .
کافیه این ادبیات را بگذارید کنار ادبیات بی بی سی، از بس که یک عده مخاطب پرو پاقرص رسانه های دشمن شدند خواسته یا ناخواسته ادبیات و قلمشان هم در همون فضا شکل گرفته.
از خدا عاقبت به خیری بخواهیم.
شناسه: 2328
یگانه
28 دی 1390 ساعت 00:42
1
0
 من کشته و مرده‌ی این «فرمول‌‎های علمی و تعریف شده» حسین شریعتمداری هستم!
شناسه: 2352
بدون نام
28 دی 1390 ساعت 07:07
0
0
 دوستان بازتابی(محسن خانی) بهتر بود کمی با استدلال مقاله برادر عزیز حسین شریعتمداری رو جواب می دادند نه با فحش و اهانت. و جالب این که بازتاب(محسن خان) چه با شوق و هیجان این ناسزا ها را بر علیه شریعتمداری منتشر می کند و عقده خود (محسن خان) را خالی می کند. به محسن خان سلام برسانید
شناسه: 2378
ایمان
28 دی 1390 ساعت 08:37
0
0
 درود بر سردار که بر پیمانت با مردم استواری
شناسه: 2387
بدون نام
28 دی 1390 ساعت 09:00
0
1
 بعضی ها اسمشون شریعتمداره اما در عمل بی شریعتند
شناسه: 2397
بدون نام
28 دی 1390 ساعت 09:22
0
1
 درود بر شرف و ادب وغیرتت سردار
شناسه: 2509
بدون نام
28 دی 1390 ساعت 15:04
0
1
 انسان همیشه هر آنچه به شخصیتش نزدیکتره رو انتخاب میکنه، خوب آقای شریعتمداری هم فحش رو انتخاب کرده، گناه که نکرده!!!
شناسه: 2514
بدون نام
28 دی 1390 ساعت 15:14
0
0
 به شناسه: 2378

اشتباه گرفتی اینجا رو با تابناک برادر حسین! محسن ی جای دیگس!!
شناسه: 2519
بدون نام
28 دی 1390 ساعت 15:24
0
0
 من نمیدونم "روزی نامه"کیهان را کی میخونه؟این روزی نامه جون میده برای شیشه پاک کردن.
شناسه: 2538
بدون نام
28 دی 1390 ساعت 16:25
0
0
 پاسخ سردار علایی قانع کننده نیست. اشکالات شریعتمداری محکم ومنطقی است و برای کسی که نه شریعتمداری را می شناسد و نه علایی را و اولین بار مقاله علایی را می خواند به ذهن او خطور می کند که این مقاله از قلم بیگانه ای که دل خوشی از نظام اسلامی ندارد صادر شده است علایی نه در جواب اولی و نه در پاسخ به شریعتمداری نامی از رهبری نمی برد و توضیح نمی دهد که اگر قصد او بیان فجایع شاه بود چرا با ادبیات رهبری نوشته است. بازتاب هم با درج کامنت های خاص ولحن گفتاری که درباره شریعتمداری اتخاذ کرده است نشان می دهد که از سخنان علایی ذوق زده شده و علایی حرف دل بازتاب را زده است.
شناسه: 2542
بدون نام
28 دی 1390 ساعت 16:37
2
0
 \پاسدار انقلاب که می گویند یعنی همین. با قلم و آبروی خود نیز از انقلاب اسلامی پاسداری می کند
شناسه: 2673
بدون نام
28 دی 1390 ساعت 22:05
0
0
 2378 شما خوبید ؟
شناسه: 2674
بدون نام
28 دی 1390 ساعت 22:06
0
0
 سردار علایی حرف نداری
شناسه: 2760
بدون نام
29 دی 1390 ساعت 05:38
0
0
 مگه این شریعتمداری هم ارزش جواب دادن داره !!؟؟
بی خود چرا وقت خودتون رو میگیرید
شناسه: 2969
Ali.MT
29 دی 1390 ساعت 19:53
0
0
 جناب آقای سردار علایی عزیز اکنون ما مردم ایران به امثال شما سرداران مردمی افتخار می کنیم اما در مورد حسین آقای شزیعتمداری باید بگویم که ایشان خود یک معیار است (البته معیار وارونه)یعنی هر کسی که حسین شریعتمداری به او فحاشی کرده باشد این خود یک افتخار است !! ونیاز به جوابیه ندارد فقط یک تشکر کافیست چون حسین شریعتمداری برای خود یک چارچوب محکم وقوی دارد وآن اینستکه هرکس حرفی زد که از دایره ی محدود فهم حسین آقا خارج است حتمآباید منتظر جوابیه فحش آلود حسین آقای عزیز باشد ومن به خاطر این ویژگی حسین آقا را خیلی خیلی دوست میدارم!!!
شناسه: 3091
محمد دادخواه
30 دی 1390 ساعت 10:51
0
1
ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
* متن نظر:
  

آخرین اخبار