كد مطلب: 633
تاريخ انتشار: 26 دی 1390 ساعت 13:52

نظر رهبری درباره حمله به منزل حسین علایی/ آهستان

نویسنده وبلاگ آهستان نوشت: میخواهم عرض بکنم به جوانان عزیزمان، جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، که حرف میزنند، مینویسند، اقدام میکنند؛ کاملاً رعایت کنید. اینجور نباشد که مخالفت با یک کسى، ما را وادار کند که نسبت به آن کس از جاده‌ى حق تعدى کنیم، تجاوز کنیم، ظلم کنیم؛ نه، ظلم نباید کرد. به هیچ کس نباید ظلم کرد…

… درباره‌ى زیدى که شما او را قبول ندارید، دو جور میشود حرف زد: یک جور آنچنانى که درست منطبق با حق است، یک جور هم آنچنانى که در آن آمیزه‌اى از ظلم وجود دارد. این دومى بد است، باید از آن پرهیز کرد. درست همانى که حق است، صدق است و شما در دادگاه عدل الهى میتوانید راجع به آن توضیح دهید، بگوئید، نه بیشتر. این یکى از خطوط اصلى حرکت امام و خط امام است که ماها باید به یاد داشته باشیم.

خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران در حرم امام خمینى ۱۳۸۹/۰۳/۱۴

یک نکته هم خطاب به جوانان پرشور و انقلابى حوزه است، که متن حوزه غالباً همین جوانهاى پرشور و طلاب انقلابى هستند. عزیزان من! آینده مال شماهاست، امید آینده‌ى کشور شماها هستید؛ باید خیلى مراقبت کنید. درست است که جوان طلبه‌ى انقلابى اهل عمل است، اهل فعالیت است، اهل تسویف و امروز به فردا انداختن کار نیست، اما باید مراقب باشد؛ نبادا حرکت انقلابى جورى باشد که بتوانند تهمت افراطى‌گرى به او بزنند. از افراط و تفریط بایستى پرهیز کرد. جوانهاى انقلابى بدانند؛ همان طور که کناره‌گیرى و سکوت و بى‌تفاوتى ضربه میزند، زیاده‌روى هم ضربه میزند؛ مراقب باشید زیاده‌روى نشود. اگر آن چیزى که گزارش شده است که به بعضى از مقدسات حوزه، به بعضى از بزرگان حوزه، به بعضى از مراجع یک وقتى مثلاً اهانتى شده باشد، درست باشد، بدانید این قطعاً انحراف است، این خطاست. اقتضاى انقلابیگرى، اینها نیست.

انقلابى باید بصیر باشد، باید بینا باشد، باید پیچیدگى‌هاى شرائط زمانه را درک کند. مسئله اینجور ساده نیست که یکى را رد کنیم، یکى را اثبات کنیم، یکى را قبول کنیم؛ اینجورى نمیشود. باید دقیق باشید، باید شور انقلابى را حفظ کنید، باید با مشکلات هم بسازید، باید از طعن و دق دیگران هم روگردان نشوید، اما باید خامى هم نکنید؛ مراقب باشید. مأیوس نشوید، در صحنه بمانید؛ اما دقت کنید و مواظب باشید رفتار بعضى از کسانى که به نظر شما جاى اعتراض دارد، شما را عصبانى نکند، شما را از کوره در نبرد. رفتار منطقى و عقلائى یک چیز لازمى است.

بیانات در دیدار طلاب، فضلا و اساتید حوزه علمیه قم‏ ۱۳۸۹/۰۷/۲۹

فضاى اهانت و هتک حرمت در جامعه، یکى از آن چیزهائى است که اسلام مانع از آن است؛ نباید این اتفاق بیفتد. فضاى هتک حرمت، هم خلاف شرع است، هم خلاف اخلاق است، هم خلاف عقل سیاسى است. انتقاد، مخالفت، بیان عقاید، با جرأت، هیچ اشکالى ندارد؛ اما دور از هتک حرمتها و اهانتها و فحاشى و دشنام و این چیزها. همه هم در این زمینه مسئولند. این کار علاوه بر اینکه فضا را آشفته میکند و اعصاب آرام جامعه را به هم میریزد – که امروز احتیاج به این آرامش هست – خداى متعال را هم از ما خشمگین میکند. من میخواهم این پیامى باشد به همه‌ى آن کسانى که یا حرف میزنند، یا مینویسند؛ چه در مطبوعات، چه در وبلاگها. همه‌ى اینها بدانند، کارى که میکنند، کار درستى نیست. مخالفت کردن، استدلال کردن، یک فکر سیاسى غلط یا یک فکر دینى غلط را محکوم کردن، یک حرف است، مبتلا شدن به این امرِ خلاف اخلاق و خلاف شرع و خلاف عقل سیاسى، یک حرف دیگر است؛ ما این دومى را به طور کامل و قاطع نفى میکنیم؛ نباید این کار انجام بگیرد. متأسفانه بعضى این کار را میکنند. من بخصوص به جوانها توصیه میکنم. بعضى از این جوانها بلاشک مردمان بااخلاص و مؤمن و خوبى هم هستند، اما خیال میکنند این وظیفه است؛ نه، من عرض میکنم این خلاف وظیفه است، عکس این وظیفه است!

بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى ‌۱۳۸۹/۱۲/۱۹

*پی نوشت: وقتی کسی به اسم حزب‌اللهی این سخنان صریح رهبری را می‌بیند و می‌شنود، اما خیلی راحت از کنارش عبور می‌کند و دست به هر کاری می‌زند (آن هم به اسم دفاع از ولایت) چه باید گفت؟ دو حالت دارد. یا می‌فهمد و به رویش نمی‌آورد؛ و یا اینکه واقعا نمی‌فهمد!

لینک های مرتبط:

مطلبم در سایت الف بعد از حمله به دفتر آقای صانعی

کاش به جای محبت، شعور داشتید!

وی قبلا در نقد مطلب دکتر علایی نوشته بود:

وقتی کسی چشمش را می‌بندد و ساختار معیوب، استکباری، استبدادی، کودتایی، نامشروع و غیر مردمی رژیم پهلوی را با جمهوری اسلامی مقایسه می‌کند، یعنی کور است. حالا اسمش نخبه باشد، یا غیر نخبه. سردار باشد یا غیر سردار.

نامه‌ی حسین علایی، پندنامه نیست، وارونه کردن تاریخ است. من فقط از این ناراحت نیستم که حسین علایی به محمد نوری‌زاد لبیک گفته (هرچند هم‌نشینی و همفکری با نوری‌زاد، خودش نشان دهنده‌ی سطح شعور آدم‌هاست!) ولی بدتر از همه این است که علایی رسما دارد تاریخ انقلاب را تحریف می‌کند. حتی دروغ می‌گوید.

 او برای مستند کردن نامه‌ی خود و برای اینکه شبیه‌سازی‌های مسخره‌اش بین جمهوری اسلامی و رژیم پهلوی، مو به مو واقعی به نظر برسد، کل مبارزات سیاسی، انقلابی و مکتبی امام خمینی و مردم ایران را با نظام شاهنشاهی تا حد یک اعتراض ساده‌ی خیابانی (آن هم از نوع اغتشاشات فتنه سال ۸۸) پایین می‌آورد و به صراحت ادعا می‌کند که اگر شاه مثلا مانع حضور مردم در مجالس ترحیم فرزند امام خمینی نمی‌شد، مشکلی برای حکومتش پیش نمی‌‌آمد!

یعنی طبق منطق حسین علایی اشتباه شاه فقط همین بود که به اعتراض خیابانی مردم (مثلا اعتراض به نتیجه انتخابات!) مجوز نداد که اگر مجوز می‌داد، مشروعیت حکومتش حل می‌شد. امام هم راضی می‌شد! شاید هم پیام تشکر و قدردانی برای شاه می‌فرستاد!

این ادعای کاریکاتوری (که در حقیقت تلاشی برای شبیه سازی فتنه‌ی سبز با انقلاب اسلامی است) در حالی مطرح می‌شود که امام خمینی از سال ۴۲ مستقیما شاه را نشانه گرفته و جهت و حرکت انقلاب را به سمت سرنگونی شخص شاه و اصل و اساس حکومت پهلوی قرار داده بود، آن وقت حسین علایی مدعی شده است که تا سال ۵۶ مردم به مامورین دولتی و در نهایت دولت وقت اعتراض داشته‌اند!

به نظر من بهتر بود جناب علایی به جای طرح این سوالات خیالی، فقط یک سوال اصلی و مهم را از طرف اعلی‌حضرت همایونی می‌پرسیدند و خیال خودشان را هم راحت می‌کردند:

«اگر من از همان روز اول با کودتای غربی‌ها به قدرت نمی‌رسیدم و حکومت را به خود مردم واگذار می‌کردم، سرنوشت بهتری در انتظارم نبود؟ اصلا نوبت به سوالات خیالی آقای علایی می‌رسید؟!»

بدیهی است که عقده‌ها بلایی بر سر آدم می‌آورد که او روز روشن، واقعیات تاریخی را هم زیر سوال می‌برد. نه فقط واقعیات تاریخی ۵۰ سال اخیر، که حتی واقعیات همین دو سال گذشته را هم. عقده ها انصاف آدم را لکه‌دار می‌کند. طبعا وقتی انصاف نباشد، نه سوالی درباره‌ی قانون‌شکنی «دوستان» مطرح می‌شود، نه درباره‌ی دهن‌کجی «بزرگان» به رای و انتخاب مردم و نه درباره پشتیبانی مادی، معنوی و تبلیغاتی «دشمنان»

البته رعایت انصاف از بعضی آدم‌ها انتظار زیادی است. اگر انصافی در کار بود، حسین علایی هرگز به بهانه‌ی قیام ۱۹ دی (که در اعتراض به اهانت روزنامه اطلاعات به امام خمینی بود) جمهوری اسلامی را با رژیم شاهنشاهی آن‌هم در روزنامه‌ی اطلاعات مقایسه نمی‌کرد!

چه شباهت جالبی که روزنامه اطلاعات در هر دو حکومت، به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی حمله می‌کند! فاعتبروا یا اولی الابصار…

به اشتراک بگذارید:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
* متن نظر:
  

آخرین اخبار