حسن فاتحی شعر زیر را سروده است:
گاه درون من،مرا نعره زند که ای فلان
گرچه شنفتن سخن، سخت بود در این زمان
نقش توگفتن خطا،نقش یکی بود ثنا
شخصیت تو با ثنا، بوده جدا ز روح و جان
جامعه عزیزمان،گشته چو طفل بی امان
خیز و بگو ز اندرون،خفته مکن صدای آن
آفت بس مهم ما، بوده دو سبک ناروا
وهم و تخیل گران، برده هزینه آسمان
طبل و دهل زدن شده جلوه دستجات ما
گشته کنون هزارها،بی مخ جعفری عیان
زور و شعار بی هدف، بوده دو راهکار بد
دزد جماعتی شده، دزدبگیر نانمان
آنکه خودش فساد را کرده چو سیستمی روان
بهرفریب دیگران نعره زند به مردمان
فاتحی از بصیرت مدعیان گونه گون
شکوه به آسمان برد، گر قلمش کند فغان