كد مطلب: 2780
تاريخ انتشار: 1 اسفند 1390 ساعت 16:46

آیت الله ناکام و لشگر صدپاره اصولگرایان

شاید برخی ناظران سیاسی و به ویژه اصلااح طلبان، تا همین یکی دو ماه قبل انتخابات این دوره را کاملا سوت و کور و بی سروصدا و کم رقابت پیش بینی می کردند، اما در پدیده ای کم سابقه، ظهور گروه های اصولگرای رقیب و شاخ و شانه کشیدن آنها برای هم چنان اوج گرفته که اصلاح طلبان را انگشت به دهان گذاشته است!

«بازتاب»، سرویس سیاسی، پیمان وهاب‌پور: شاید برخی ناظران سیاسی و به ویژه اصلاح طلبان، تا همین یکی دو ماه قبل انتخابات این دوره را کاملا سوت و کور و بی سروصدا و کم رقابت پیش بینی می کردند، اما در پدیده ای کم سابقه، ظهور گروه های اصولگرای رقیب و شاخ و شانه کشیدن آنها برای هم چنان اوج گرفته که اصلاح طلبان را انگشت به دهان گذاشته است!

 

آغاز پروژه شکست خورده


از اویل سال جاری بود که همزمان با شکل گیری فضای انتخاباتی در میان سیاسیون و صاحبان مناصب مهم کشور، بحث اتحاد میان اصولگرایان دغدغه بزرگان این طیف سیاسی در کشور گردید. طرح اتحاد سیاسی بر اساس این ضرورت شکل می گرفت که کارگزاران سیاسی کشور بر اساس تهدیدهای داخلی و خارجی که کشور را گریبانگیر خود کرده است، لازم است در کنار هم برای آینده سیاسی کشور تصمیم گیری نمایند.


در این میان بر اساس یک سنت ایرانی و قدیمی لازم بود بزرگی را همراه خود سازند که تمامی گروه های اصولگرا حکم نهایی او را بپذیرند و در بازی سیاست متحدالشکل عمل کنند. این سنت اصولگرایان را بر آن داشت که از آیت الله مهدوی کنی که سالیان درازی فراتر از متن سیاست کشور بود، به زمین بازی فراخوانند و او را محور فعالیت های سیاسی خود نمایند.



ورود آیت الله


آیت الله مهدوی کنی پس از رسیدن به ریاست مجلس خبرگان رهبری در اواخر سال 1389 بازگشت جدی به صحنه سیاسی کشور داشت و می توانست نقش جدی تری را که در سالهای اولیه انقلاب ایفا کرده بود، پس از سه دهه مجددا رقم بزند. ضرورت اتحاد در میان اصولگرایان بر اساس دلایل متعددی توجیه می شد از جمله:


-    اهمیت انتخابات نهم به عنوان اولین انتخابات پس از حوادث 1388؛
-    شکل گیری انشقاق جدی میان اصولگرایان با قضایای اردیبهشت ماه سال جاری که به خانه نشینی 11 روزه احمدی نژاد منجر شده بود؛
-    لزوم مقابله جدی با اصلاح طلبانی که همواره برای دست اندازی به قدرت یک رقیب جدی محسوب می شدند و فترت و سستی در برابر آنان می توانست کرسی های پارلمان را دو دستی به آنان تقدیم نماید؛


-    تلاش برای مقابله با جریانی که در سال 1388 به نتیجه انتخابات تن نداده بود و با عنوان جریان فتنه درصدد دست یابی به قدرت در لوای لیست های سفید انتخاباتی بود؛


وحدت به مثابه یک استراتژی برای اصولگرایان مطرح بود که در صورت دست یابی به آن حتی می توانستند با خیال راحت به انتخابات ریاست جمهوری آینده فکر کنند و با خیالی راحت از تداوم گفتمان انقلابی و اصولگرایی خود مطمئن شوند.


اما مهمترین دلیلی که از سوی اصولگرایان برای چنین روندی در نظر گرفته شده بود، مقابله با جریان فتنه و جریان انحرافی بود که یکی از دل اصولگرایی سربرآورده بود و دیگری از میان اصلاح طلبان.


«شیخ اتحاد» در این میان وظیفه سنگینی داشت. وظیفه ای که از همان زمان بحث ها و گلایه هایی را به همراه آورده بود و بسیاری از ناظران سیاسی، به آینده آن به دیده تردید می نگریستند. چرا که اصولگرایان بر اتحادی اصرار می ورزیدند که سویه های اختلاف و دو دستگی در آن بیش از پیش مشهود بود.

 


برای این اتحاد نیز سازوکاری را ابداع کردند که در قالب 8+7 صورت بندی شد. اما کمیته 8+7 خود مبدا اختلافات گردید و در همان روزها بود که جبهه پایداری انقلاب اسلامی با محوریت آیت الله مصباح یزدی و با بدنه اخراجی دولت نهم سر برآورد.


باید با صراحت گفت که شکل گیری این جبهه شوک عظیمی بود که بیشتر از همه اصولگرایان و شخص آیت الله مهدوی کنی را حیرت زده کرد. وی در واکنش به این اقدام گفت : «اعلامیه ای منتشر شد که جمعیت دیگری مقابل این جمعیتی که جامعتین جمع کردند، تشکیل شده؛ من آنها را نهی می کنم. جدا کردن صف همان چیزی است که دشمن می خواهد.» و در ادامه یک جمله کلیدی گفت که : «این کارها را نکنید، خوب نیست».

 

 

شروع سهم خواهی اصول گرایان


و اینجا بود که کلیدواژه «سهم خواهی» وارد ادبیات اصولگرایان شد. سهم خواهی را جز از طریق ورود حداکثری به قدرت از سوی اصولگرایان نمی توان تعبیر کرد. در همین روزها بود که جبهه ایستادگی انقلاب اسلامی نیز سر برآورد که حول محور محسن رضایی تمرکز کرده بودند. اما درگیریهای اصلی که در مورد ترکیب 8+7 و سهم دو نفر یا سه نفر جبهه پایداری در این کمیته مطرح شد، چیزی جز «بهانه» نبود. چرا که بهانه سهم دهی به جبهه پایداری به یک موضوع دیگری شیفت کرد و آن حذف ساکتین فتنه و مردودین فتنه از کمیته 8+7 بود. جبهه پایداری حملات خود را به سمت لاریجانی، باهنر و قالیباف شدت بخشید تا انشقاق میان اصولگرایان بیش از پیش مشخص گردد.


آیت الله مهدوی کنی در این میان همواره بر «وحدت» تأکید می کرد، اما خود به سختی راهی که در پیش گرفته بود، واقف بود. بی شک بدنه اصولگرایی دچار از هم گسیختگی شده بود و بسیار بعید بود که بتوان شیشه های به زمین ریخته را دوباره جمع کرد. اختلافات روز به روز نمایان تر می گشت. هر چند این کمیته جبهه متحد اصولگرایی را ایجاد کرد که سازماندهی بهتری به فعالیت های خود دهد، اما جبهه پایداری همچنان بر طبل جدایی می کوبید. جالب اینکه در درون جبهه پایداری نیز اختلافات نمایان می گشت. برخی از اعضای این گروه به دلیل حمایت بی چون و چرا از عملکرد دولت در طول 6 سال همواره در مظان اتهام سایر اعضاء بودند و برخی نیز به ارتباط با جریان انحرافی متهم می شدند.

 

استراتژی آنان در برابر دولت و به خصوص سکوت معنا دار آنان در قبال دورکاری 11 روزه احمدی نژاد دستاویزی شد تا اعضای جبهه متحد اصولگرایان شمشیر آخته انتقاد را به سوی آنان نشانه رفتند و این چنین بود که اصولگرایان در بدیهیات اتحاد، دچار چنان اختلافاتی شدند که هر ناظر سیاسی را در مورد آینده این جبهه سیاسی در کشور دچار تردید می کرد.


جالب آن بود که اختلافات چنان شدت پیدا کرد که برخی از اصولگرایان، اصلاح طلبان را متهم کردند که آنان پروژه اختلاف میان اصولگرایان را دنبال می کنند تا از این طریق بر کرسی های سبز پارلمان نهم تکیه بزنند. اما اصلاح طلبان خود چنان دچار فترت و انفعال که به نظر نمی رسید مجالی برای اختلاف افکنی میان اصولگرایان داشته باشند.


وقتی بحث سوال از رییس جمهور در صحن علنی مجلس پیش آمد شد آنچه که نباید می شد، روی داد. در حالی که انتظار می رفت نمایندگان پایداری در مجلس از این اقدام حمایت لازم را به عمل آورند اما بآنها ه طراحان سئوال هجمه ها کردند و برخی از اصولگرایان جبهه متحد نیز چنین اقدامی را روا ندانستند. فضای سیاسی کشور به گونه ای پیش می رفت که انگار شیخوخیت آیت الله مهدوی کنی نیز نمی توانست پوشش ضخیمی باشد تا جدایی ها را مستور کند و در محافل خصوصی و بعضا به صورت رسانه ای از جدایی ها شکایت می کرد.


شیخ اتحاد نسبت به فضای سیاسی کشور چه در اوایل انقلاب و چه در دوره های بعدی کم اطلاع نبود، که خود در بسیاری از مواقع ضلعی از اضلاع سیاسی کشور را شکل می داد. اما به نظر می رسید خود از تحلیل آنچه که در کشور و به ویژه در میان اصولگرایان روی داده بود و درمان آن ناتوان مانده بود. اصولگرایان به موزاییکی از تفاوتها و تلون ها و تکثرها تبدیل گشته بودند که دوای اتحاد بر زخم آنان چاره ساز نبود.

 

انتشار بولتن تخریبی؛ هدف اصلی آیت الله مهدوی کنی


در این زمان بود که بولتن 80 صفحه ای جبهه پایداری تحت عنوان «استقامت در منطقه ممنوعه» با هجمه هایی که در کارنامه سیاسی برخی از اعضای جبهه پایداری چیز غریبی نبود در فضای رسانه ای منتشر گشت. این بولتن با نگاه حداکثری به اصولگرایی با استراتژی رهبری در جذب حداکثری و دفع حداقلی منافات داشت و منجر به واکنش های تندی در میان فعالین سیاسی کشور شد.

 

در بخشی از این بولتن از قول آیت الله مصباح یزدی نوشته شده بود : «مسئله وحدت و استفاده کردن از شعار وحدت در مواقع مختلف یک بحث گسترده ای دارد و مجال بیشتری می خواهد که اطراف آن سنجیده شود؛ گاهی کسانی از شعار وحدت استفاده می کنند، معنایش این است که هر چه من می گویم، همه قبول کنید تا وحدت ایجاد شود. این نوع وحدت می شود عین دیکتاتوری. چون اگر این کاری که می گویم قبول نکنید، من کنار می روم، دیگر وحدت نمی شود، شما تابع من شوید تا وحدت شود.»
جبهه متحد اصولگرایی با انتشاراطلاعیه‌ای رسمی به این اقدام جبهه پایداری واکنش نشان داد و آن را عملی غیر اخلاقی دانست.

 

جبهه متحد اصولگرایان با اشاره به انتشار بولتن‌هایی علیه آیت‌الله مهدوی کنی و این جبهه اشاره کرد: «انتظار از گروه‌ها و فعالین انتخابات و رقبا این است که فضایی سالم و به‌دور از تخریب و نفی دیگران فراهم آید.» جامعه روحانیت مبارز تهران نیز به انتشار چنین بولتنی واکنش نشان داد. با انتشار این بولتن امیدها نقش برآب شد و هر گونه ارائه لیست مشترک از سوی جبهه متحد اصولگرایان و جبهه پایداری انقلاب اسلامی غیر ممکن گردید.


لیست های متعدد؛ اتحاد به مثابه یک آرزو


وقتی زمان به ارایه لیست ها رسید دیگر دم خروس انشقاق، کاملا از دور مشخص بود. تأکید جمعیت رهپویان و جمعیت ایثارگران بر حذف برخی منتقدین دولت همانند مطهری و کاتوزیان از لیست جبهه متحد درتهران سرآغازی برای شکل گیری لیست های متعدد اصولگرایی بود. شاید بتوان گفت که در عمل جبهه متحد اصولگرایان با چنین اتفاقاتی از هم پاشید. حذف مطهری از لیست جبهه متحد حتی تأسف آیت الله مهدوی کنی را نیز برانگیخت؛ اما او عملاً کاری نتوانست انجام دهد و مطهری که در مقایسه با دیگر اصولگرایان از وزن بالایی برخوردار بود از جبهه متحد حذف گردید.

 

خود مطهری در اولین واکنش ها یکی از اولین دلایل این حذف را تلاش حداد عادل، پدر معنوی رهپویان و جمعیت ایثارگران اعلام کرد و به گونه ای شد که بسیاری اعتقاد پیدا کردند لیست جبهه پایداری بیش از آنکه برآیند ماهها تلاش برای قرار دادن اصولگرایان در یک صف باشد، در نهایت به کام این دو گروه بسته شد. لیستی که در یک اقدام نادر دو سرلیست را برای تهران در نظر گرفت یعنی ابوترابی و حداد عادل.


مطهری نیز بیکار ننشست و جبهه منتقدان دولت را تأسیس کرد. حالا نوبت به شهاب الدین صدر بیرون مانده از لیست رسید که لیست خود را در قالب جبهه بصیرت و بیداری اسلامی تنظیم نماید. لیستی که مهمترین ویژگی اش این است که موسس آن هنوز به صورت قطعی تأیید صلاحیت نشده است. جبهه ایستادگی انقلاب اسلامی، ائتلاف بزرگ اصولگرایان، جبهه پایداری و دیگر گروه ها نیز لیست خود را یا آماده کرده اند یا در حال نهایی کردن آن هستند.


و این چنین بود که پروژه متحد کردن اصولگرایان عملاً با شکست مواجه شد و آیت الله مهدوی کنی که از اساس برای این امر مأمور به تکلیف و یا انجام وظیفه شده بود، نتوانست ره به جایی برد. متحد کردن اصولگرایان به گونه ای شکست خورد که دیگر نه به عنوان یک پروژه بلکه به یک آرزو تبدیل گشت. چیزی که چند روز گذشته علی اکبر ولایتی سخنگوی جبهه متحد اصولگرایان در عباراتی آن را بیان داشت:

 

«یکی از آرزوهای ما این است که اصولگرایان یعنی کسانی که زیر خیمه اصولگرایی هستند و به نظام، اسلام، جمهوری اسلامی، قانون اساسی و ولایت فقیه پایبند هستند، با هم متحدتر باشند تا مجلسی منسجم‌تر داشته باشیم.»

 

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها

مهدوی کنی
نظرات (2)
 آقایان این پیرمرد را نیز هزینه ناکامی های خود کردند.
شناسه: 12550
بدون نام
1 اسفند 1390 ساعت 19:54
2
37
 عکس مریوط به یکی از مراسم افطار جامعه اسلامی مهندسین در دانشگاه امام صادق است.در ان مراسم و در ان سال اقای مهدوی کنی بنا بر اقامه نماز و بلافاصله ترک مراسم داشتند.مهندس باهنر و اقای نبوی هم در صدد بودند ایشان را برای سخنرانی قانع کنند که نهایتا هم این اتفاق نیافتاد
شناسه: 12564
امیر
2 اسفند 1390 ساعت 00:17
0
16
ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
* متن نظر:
  

آخرین اخبار

عدالت به شیوه عمر و عثمان؟!

مجلسی ها خودشان را بیمه جهنم کردند

مهدی خرم دل