سیما با بازی «مهتاب کرامتی»، همکلاس قدیمی هنوز تلاش میکند او را از انزوا درآورد. اما وقتی می بیند که علی در پی اش نیست، راه دیگری می رود. در این میان، یکی از مسافرهای ثابت علی، زن جوانی با بازی «لیلا حاتمی» می شود که اتفاقاتی در طول راه آنها را به هم نزدیک میکند
سرویس فرهنگی «بازتاب»، مهدی خرم دل؛ یکی از سیاست هایی که معاونت سینمایی وزارت ارشاد مدت هاست درصدد اجرایش برآمده و حالا در قالب سازمان سینمایی در پی تحققش می کوشد، تلاش برای برخورد متفاوت با فیلم هایی است که به زعم شمقدری و سجادپور و یا زیرمجموعه هایشان امکان اکران عمومی شان فراهم نیست و به جمع توقیفی ها پیوسته اند یا می توانند وارد لیست فیلم های توقیفی شوند. شیوه عمل نیز این گونه است که فیلم ها در تعداد محدودی سینما و در سانس های محدودی با تبلیغات محدودی در تهران به نمایش در می آید که عنوان «اکران محدود» بر آن نهاده شده است.
این نوع اکران فیلم ها در همه حالت برای معاونت سینمایی سود است، چرا که هم عمق اثرگذاری فیلم را گرفته است و حجم واقعی مخاطب اثر، فیلم را نمی بیند و حتی تبلیغش را هم به وسعت دیگر فیلم ها نمی بیند که به صورت متمرکز مخاطبان صندلی های سینماهای مورد نظر را پر کنند و حداقل فروش ممکن از طریق سانس های کاملاً پر آن فیلم در چند سالن اختصاصی، به دست آید و علاوه بر همه اینها شمقدری و سجادپور در انتهای دوره حضورشان در معاونت سینمایی که یک سال و اندی دیگر به آخر می رسد، سینه سپر خواهند کرد که در دوره حضور ما فیلم های بسیار اندکی توقیف شد!

صحنه ای از «خیابان های آرام»، ساخته اکران نشده کمال تبریزی
در مقابل، اکران فیلم با شیوه محدود در همه حالت برای تهیه کننده و کارگردان اثر، مایه ضرر است، چرا که به جز بحث دیده نشدن اثر که حکم «فیلم سوزی» دارد و تنها باعث می شود زحمات یک تیم برای ساختن فیلمی بسیار محدود دیده شود، هزینه تولید چنین فیلم هایی که معمولاً بودجه ای سنگین نیز برایش صرف شده، در گیشه برنمی گردد و عملاً تهیه کننده نقره داغ می شود تا با کارگردان اثر دیگر همکاری نکند یا اگر قرار بر همکاری شد، بنابر ساخت فیلم های کم محتوای زرد با سوژه های دم دستی و راحت الحلقوم در پروسه اکران گذاشته شود تا بتوان با برخورداری از اکران وسیع، مخارج فیلم قبلی را هم که دستخوش آفت اکران محدود شده تامین کند!
کمال تبریزی کارگردان «خیابان های آرام» حاضر نشد زیر بار این شیوه اکران برود و ترجیح داد فیلمش توقیف شده باقی بماند تا آنکه در چند سینما با سانس های محدود و با تبلیغات محدودتر اکران عمومی شود و نه توسط مخاطب دیده شود و نه هزینه تولیدش در کشور ترکیه بازگردد. اما در مقابل برخی کارگردانان هستند که توان و پشتوانه مالی خواباندن فیلم شان تا تغییر مدیران سینمایی و صدور احتمالی مجوز برای فیلم شان را ندارند و مجبورند به چنین شیوه ای تن دهند که به نظر می رسد فیلم ارزشمند «چیزهایی هست که نمیدانی» ساخته فردین صاحب الزمانی با تهیه کنندگی منیژه حکمت با مشارکت مرکز گسترش سینمای مستند تجربی از این دست فیلم ها باشد.

صحنه ای از نقش آفرینی علی مصفا در «چیزهایی هست که نمی دانی»
«چیزهایی هست که نمیدانی» یک ملودرام نسبتاً استاندارد با داستانی واجد شالوده ای مشخص است که بیننده را تا انتها با خود می کشد و یکی از نقش آفرینی های متفاوت و قابل تامل زوج علی مصفا و لیلا حاتمی را تقدیم مخاطبی می سازد که بازی بهتری از مهتاب کرامتی انتظار دارد و کرامتی نیز در این فیلم نشان داده می تواند اندکی بهتر بازی کند و حداقل تماشایش برای نگارنده در اواخر شب باعث خواب آلودگی نشد و همین که یک ملودرام مخاطب را تا نیمه های جمعه شب بیدار نگه دارد، حکایت از گیرایی نسبی اش دارد.
در «چیزهایی هست که نمیدانی»، علی با بازی «مصفا» روشنفکر سابق و راننده آژانس فعلی است که از درگیری با هر ماجرایی دوری میکند، کم حرف است و برای خود خلوتی در خانه کلنگی رقم زده و به قول یکی از بازیگران: «یک دیوار دور خودش کشیده است». سیما با بازی «مهتاب کرامتی»، همکلاس قدیمی هنوز تلاش میکند دوستی سالهای دور را زنده کند و او را از انزوا درآورد و هنوز دلبستگی هایی به او دارد. اما وقتی می بیند که علی در پی اش نیست، راه دیگری می رود. در این میان، یکی از مسافرهای ثابت علی، زن جوانی با بازی «لیلا حاتمی» می شود که اتفاقاتی در طول راه آنها را به هم نزدیک میکند اما داستان به همین سادگی به خاتمه نمی رسد و گره های این داستان روان و ساده، مخاطب را تا انتها به صندلی می چسباند.

صحنه ای از نقش آفرینی آلن دلون در «سامورایی»
هرچند برخی کادربندی ها فیلمبردار این اثر همچون زوم بیش از حد بر روی ظرف شیر گربه علی مصفا در یکی از سکانس های کلیدی فیلم، چندان حرفه ای نبود و اصولاً این حد زوم برای چنین صحنه هایی لزومی نداشت و پنجره اتاق علی مصفا در این فیلم که یادآور قفس پرنده و پنجره های اتاق آلن دلون در فیلم تحسین شده «سامورایی» است، می توانست با یک لانگ شات گرفته شود و تا عمق دنیای خصوصی «علی» پشت آن پنجره های خوش منظره آن خانه کلنگی پیش نرود. صدای اثر هم خوب و به موقع گذاشته شده بود و برای بیننده جدا از کل اثر و یا آزاردهنده به نظر نمی رسید.
اما آنچه پس از کندوکاو فیلم مشخص نشد، علت اکران محدود این فیلم در 9 سینمای تهران بود. آیا نمایش گروهی از جامعه که درگیر اعتیاد بودند، محل اشکال فیلم بوده و تعبیر سیاه نمایی از آن شده است؟! آیا نمایش یک پزشک که برخلاف تصور قالب، بی اخلاق و فحاش بود، از واهمه گاردگیری جامعه پزشکی باعث اکران محدود فیلم شده بود؟! آیا حضور برخی بازیگران یا حضور منیژه حکمت در نقش تهیه کننده باعث این حد اکران بوده است؟ دقیقاً هیچ کس نمی داند کجای این فیلم می لنگیده که همچون برخی فیلم فارسی های بی محتوا که یک میلیارد می فروشد، تمام سانس های بیست و چند سالن در تهران و همین حدود سالن های شهرستان در اختیارش قرار نگرفته، اما هرچه هست، در میان فیلم های پایان سال که زمان «فیلم سوزی» است، بهترین فیلم در حال اکران است.