آیا با در نظر گرفتن این واقعیت که شهبازی به بیماری حاد قلبی مبتلاست و علاوه بر یک بار ایست کامل قلبی- تنفسی، دو بار در معرض عمل جراحی بسته قلب قرار گرفته است، این امکان وجود ندارد که این دوره 17 ماهه در منزل طی شود؟
در حالی که سه ماه از طی دوران محکومیت عبدالله شهبازی، مورخ و محقق، بر اساس شکایت خصوصی میگذرد، شرایط این چهره مورخ به گونه ای شده که به نظر می رسد برای حفظ حرمت دهه های متمادی که وی به پژوهش برای فرهنگ و تاریخ کشورمان پرداخته، بتوان در برخورد با وی تخفیف ویژه ای قائل شد تا این مورخ کهنسال با توجه به بیماری شدید قلبی، در منزل و تحت الحفظ به شیوه برخی اشخاص که قبلا هم سابقه داشته، در منزل حبس خود را سپری کند تا احیاناً شاهد درگذشتش در طول دوران محکومیت نباشیم.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»؛ عبدالله شهبازی تا مدتی قبل از دستگیری از چهرههای فکری مورد توجه و علاقه جامعه پژوهشی کشور و برخی مقامات نظام بود و کتاب «زرسالاران» او در پنج جلد، که ده هزار دوره آن به فروش رفته و هم اکنون کم یاب است، از مهمترین تحقیقات تاریخی- سیاسی منتشر شده پس از انقلاب به شمار میرود که مورد توجه بسیاری از پژوهشگران بوده است که در سال 1385 به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد و در بهمن ماه همان سال در همایش «فجرآفرینان» از شهبازی به عنوان کسی که در حوزه تاریخ نگاری بیشترین خدمات را به انقلاب و جمهوری اسلامی ایران کرده، در کنار چهرههایی چون مرحومان فلسفی و فخرالدین حجازی (در حوزه وعظ و خطابه)، سپیده کاشانی (در حوزه شعر) و دیگران، تجلیل به عمل آمد.
بر اساس آنچه سایت رسمی «مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی»، مؤسسهای که شهبازی از بنیانگذاران آن بود، درباره این تاریخ پژوه ذکر کرده: «عبدالله شهبازی در عرصه تحقیقات تاریخی و سیاسی چهره شناخته شده ای است. او در سال 1334 در شیراز به دنیا آمد. پدرش، حبیب الله شهبازی، از سران عشایر فارس بود که در حمایت از امام خمینی (ره) قریب به شش ماه به قیام مسلحانه علیه حکومت پهلوی دست زد و در مهرماه 1343 به شهادت رسید. شهبازی تحصیلات خود را در دبیرستان نمازی شیراز و سپس در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به پایان برد و از سال 1367 وارد عرصه تحقیقات تاریخی و سیاسی شد.

حبیب الله شهبازی پدر عبدالله شهبازی در زمان تیرباران در سال 1343
او در سال 1367 یکی از بنیانگذاران مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی بود و به مدت یک دهه اداره امور پژوهشی این مؤسسه را به عهده گرفت. در سال 1374، بر اساس طرح او مرکز اسناد بنیاد مستضعفان و جانبازان به عنوان مؤسسه تخصصی مطالعات تاریخ معاصر ایران تجدید سازمان یافت. شهبازی مسئولیت پژوهشی این مؤسسه را نیز به دست گرفت و در این مسئولیت فصلنامه تخصصی تاریخ معاصر ایران و دهها طرح پژوهشی ارزشمند، از جمله «فهرست نمایه مطبوعات ایران در دوره قاجاریه»، «دانشنامه ایلات و طوایف ایران» و «روزشمار تاریخ ایران در دوره قاجاریه»، را طراحی و راه اندازی کرد.
تألیفات منتشر شده شهبازی به شرح زیر است: ایل ناشناخته-پژوهشی در کوهنشینان سُرخی فارس (1366)، کودتای نوژه (1367)، مقدمهای بر شناخت ایلات و عشایر (1369)، سیاست و سازمان حزب توده (1370)، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جلد دوّم: جستارهایی از تاریخ معاصر ایران (1369)، مطالعات سیاسی (مجموعه مقالات، کتاب اوّل، 1370)، مطالعات سیاسی (مجموعه مقالات، کتاب دوّم، 1372)، نظریه توطئه، صعود سلطنت پهلوی و تاریخنگاری جدید در ایران (1377) و مجموعه هفت جلدیزرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران که مجلدات اوّل تا پنجم آن در سالهای 1377- 1382 منتشر شده است.
شهبازی علاوه بر تألیفات فوق ویرایش کتب زیر را نیز در دست داشته است: احسان طبری، شناخت و سنجش مارکسیسم (1368)، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جلد اوّل: خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست (1369)، خاطرات نورالدین کیانوری (1371)، خاطرات ایرج اسکندری (1372). شهبازی، علاوه بر سه جلد پایانیزرسالاران، دو کتاب دیگر را نیز در دست انتشار دارد: اسطوره ها و اندیشه سیاسی، زندگی و زمانه شیخ ابراهیم زنجانی: جستاری از تاریخ تجددگرایی ایرانی. طی دهه اخیر از شهبازی دهها مقاله و مصاحبه در مطبوعات کشور منتشر شده است.»
علت بازداشت شهبازی، انتشار کتاب جنجالی «زمین و انباشت ثروت: تکوین الیگارشی جدید در ایران امروز» در فروردین 1387 بود. شهبازی در این کتاب به انتشار مطالبی علیه گروهی از مسئولان استان فارس، که آنان را به عنوان «مافیای زمینخوار شیراز» متهم کرده بود، دست زد. هر چند طی چهار سال پس از انتشار کتاب فوق موجی بزرگ در استان فارس ایجاد شد که به برکناری برخی از مسئولان ذکر شده در کتاب مذکور و تصحیح رویه های نادرست در حوزه زمین انجامید، و برخی مقامات کشوری و محلی سخنان شهبازی را تکرار کردند، اما برخی مسئولین مورد اتهام از طریق مراجع قضایی علیه شهبازی تحت عناوین افترا و نشر اکاذیت شکایت کردند و سرانجام وی به یک سال و پنج ماه زندان محکوم شد.
آیا با در نظر گرفتن این واقعیت که شهبازی به بیماری حاد قلبی مبتلاست و علاوه بر یک بار ایست کامل قلبی- تنفسی، دو بار در معرض عمل جراحی بسته قلب قرار گرفته است، این امکان وجود ندارد که این دوره 17 ماهه در منزل طی شود؟
گفتنی است با توجه به سابقه بیماری قلبی شهبازی و نگرانیهای جدّی که درباره وضع کنونی و آینده این محقق پدید آمده بود، با نظر کمیسیونهای پزشکی قانونی استان فارس و سپس تهران حدود دو سال زندانی شدن شهبازی به تأخیر افتاد تا سرانجام وی در 30 آبان 1390 بازداشت و برای طی دوران محکومیتش به زندان عادلآباد شیراز زندان منتقل شد.
البته مرگ و زندگی به دست خداست، اما اکنون بعید نیست وی نتواند فشار این دوران را تحمل نماید و برایش اتفاقی بیفتد که وجدان شاکی خصوصی پرونده را نیز رها نخواهد کرد. بر این اساس با در نظر گرفتن کهولت سن و خدمات شهبازی امید است مسئولین، پیش از آن که حادثه ای رخ دهد، درباره وضعیت عبدالله شهبازی چارهای بیندیشند.