كد مطلب: 250
تاريخ انتشار: 27 دی 1390 ساعت 19:52

رسوا شود آن‌که تهمت زند

عبدالرحیم اباذری

در حدیثی از پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) نقل است که فرمود: «مَن عَیّر مؤمناً بشیء أو بذنبٍ لم یَمُت حتّی یَرتکبه»  هرکس مومنی را به خاطر انجام کار زشت یا گناهی سرزنش و توبیخ کند، نمی میرد مگر این که به همان کار زشت یا گناه گرفتار می گردد.در روایت دیگر از امیر مومنان علی (علیه السلام) نقل است که فرمود: «مَن عیّر شیئاً بُلِیَ به»  هرکس دیگری رابه چیزی  سرزنش و توبیخ کند خودش به همان  مبتلا می شود. امام صادق (علیه السلام) نیز فرمود: «مَن أنّبَ مؤمناً أنّبَه الله فی الدنیا و الاخره»  هرکس مومنی را سرزنش و با او خشونت کند و نسبت های ناروا به او بدهد خداوند او را در دنیا و آخرت سرزنش و رسوا می کند،( با توجه به این‌که ماده‌ی « عیّر و انّب » سرزنش توأم با خشونت و هتاکی را شامل می شود.)

در جای  دیگر از کلام گهربار معصوم استفاده می شود هرگاه مسلمانی دچار لغزش، اشتباه و گناهی شد اگر نمی داند، باید او را «ارشاد و هدایت» کرد و اگر می داند که گناه است و مرتکب می شود لازم است او را «امر به معروف و نهی از منکر» نمود که هرکدام از این دو باب، احکام و شرایط خاص خودش را دارد که ما اکنون در مقام بیان آن نیستیم.


در هر صورت کسی حق ندارد فرد گناهکار را سرزنش کرده و در میان مردم از وی هتک حرمت نماید و اگر چنین کند،کار زشت او، هم اثر وضعی و طبیعی دارد یعنی بعد ها خودش به همان لغزش و گناه گرفتار می آید و هم حکم تکلیفی دارد که در آخرت به عذاب اخروی و آتش الهی گرفتار خواهد شد. تازه همه ی اینها در صورتی است که ازفردی که هتک حرمت می شود لغزش و گناه  صادر شده باشد. اما اگر گناه و لغزش و اشتباهی از او سر نزده و به دروغ او را مورد اتهام و هتک حرمت قرار داده و آبرویش را در میان مردم بریزند، از فحوای احادیث فوق استفاده می شود  هتاکان پس از اندکی به طریق أولی گرفتار همان موارد اتهامی شده و در میان مردم رسوا می گردند.


علاوه بر کلام معصومین (ع)، شواهد تاریخی و تجربه‌ی عینی این حقیقت را اثبات می کند. چنان که در بُعد فردی، اجتماعی و سیاسی نمونه های بسیاری را در این مورد می توان ذکر کرد. شخصی معتاد به دود سیگار و قلیان شده بود به طوری که در ماه مبارک رمضان، روزه اش را با این دو ماده سمی افطار می کرد، او می گفت: در جوانی از سیگار و قلیان بسیار متنفر بودم و هر جا افراد دودی را می دیدم فوری برآشفته شده و سرزنششان می کردم. پس از مدتی بی آنکه متوجه  شوم  به این دو افیون کشنده گرفتار آمدم. فرد دیگری می گفت: همسایه ام را به خاطر داشتن فرزند عقب مانده، توبیخ و تحقیر می کردم حتی گاهی سرزنش هایم منتهی به هتک حرمتش می شد تا این که بعد از چند سالی خودم صاحب فرزند عقب مانده شدم.

 این، در بُعد فردیِ ماجرا بود و اما در بُعد اجتماعی و سیاسی:


دهه‎ی اول انقلاب و زمان حیات پربرکت حضرت امام خمینی (ره) که اغلب اعضای جناح چپ (اصلاح طلبان امروزی) در کشور حاکمیت داشتند، بعضی از اعضای تندرو این گروه، افراد و حامیان جناح راست (اصول گرایان) را ضد ولایت فقیه و مروج اسلام آمریکایی ترویج می کردند. این دهه مانند گذرِ ابرها به سرعت سپری شد. در دهه‌ی دوم انقلاب،  همین گروه خودشان به همان مسائل و مصائبی متهم و گرفتار شدند که پیشتر رقبای سیاسی خود را با آن متهم می ساختند. در دهه‌ی سوم نیز شاهد میدان دار شدن گروه دیگر از تندمزاجان بودیم، اینان نیز رقیبان سیاسی خود را به انواع و اقسام اتهامات واهی، تحقیر و سرزنش می کردند. نمونه بارزآن، مدیر مسئول  هفته‌نامه «پیام دانشجو»بود که با پرچم و شعار «امام خامنه‌ای» وارد عرصه‌ی سیاسی کشور شد. او با سوءاستفاده از این عنوان و به بهانه‌ی دفاع از ولایت فقیه و رهبری، قلع و قمع بازوان پرتوان رهبری را در اولویت کاری خود قرار داد و با نگارش مقالات متعدد در هتک حرمت و سرزنش بزرگان نظام، سماجت و جسارت ورزید تا این که بر ضد اصل نظام و رهبری موضع گرفت .«مَن عَیّر شیئاً بُلِیَ به»


در دهه‌ی چهارم انقلاب نیز شاهد گروه دیگری از این نوع تندخویان و افراط‌گرایان شدیم، با این تفاوت که تند مزاجان پیشین، جزء فرزندان چپ ها و اصلاح طلبان به شمار می آمدند ولی اینان از شکم  اصول گرایان ظاهر شدند. این افراد وقتی وارد عرصه‌ی سیاسی شدند، بی‌درنگ رقبای سیاسی خود را به «سرمایه داری»، «دارای مافیای نفت» ، «باند ثروت و قدرت» و سایر مسائل متهم ساختند و مرتب این اتهامات ناروا را بر روح و جان مردم تلقین کردند که اوج این حرکت های .... در مناظرات تلویزیونی شب های انتخاباتی نهمین دوره‌ی ریاست جمهوری به مرحله‌ی ظهور رسید و منجر به اتفاقات تلخ انتخابات سال 88 و فتنه های بعد از آن  شد.


گروه تندرو که  شعارهای به ظاهر ارزشی، انقلابی و اسلامی سر می دادند، با همراه کردن توده‌ی مردم و به بازی گرفتن برخی خواص ساده لوح توانستند به قدرت دست یابند، پس از آن نیز مخالفان خود را با انگ «حامی فتنه، ضدّولایت فقیه و بی بصیرت» از صحنه خارج کرده و به انزوای کامل کشاندند. حتی در ادامه، با اتهام زنی به جریان اصولگرایی در نهایت خود حاکم مطلق گردیدند. ؛ افراد منتقد و مخالف را به بهانه های واهی از مراکزعلمی و موسسات دیگر تصفیه و بیرون می کنند؛ حتی به بعضی امام جمعه ها فشار می آورند، طومار بر ضدّشان تهیه می کنند تا آنها را منزوی نمایند که خوشبختانه با عنایت و درایت مقام معظم رهبری در این عرصه هنوز موفق نشده اند.


جالب است بدانید هنوز دوره حاکمیت این گروه تمام نشده، شاهد نشانه هایی آشکار از مواردی هستیم که رقبای خود را به آن موارد متهم می ساختند. اینان خیلی زود مصداق بارز کلام گهربار امامان معصوم شدند که فرمودند: «مَن عَیّر مؤمناً بُلِیَ به» و «مَن أنّبَ مؤمناً أنّبه الله فی الدنیا و الآخره»

این گروه که امروز به «جریان انحرافی» شهرت دارند، بنا بر اظهارات کارشناسان در مجلس و قوه قضائیه و شخصیت های مستقل حوزوی و دانشگاهی، در عرصه های اقتصادی، سیاسی، دینی، فرهنگی، هنری و ... دچار لغزش ها، انحراف ها و تخلف های فاحش و فراوان هستند که اختلاس سه هزار میلیاردی، تخلف از فرمایشهای رهبری، قانون گریزی های متعدد وتفکرات مکتب ایرانی، اسلام ایرانی، هاله‌ی نور، پایان دوره‌ی اسلام‌گرایی و... تنها مُشتی از خروار تلقی می شود.


شکی نیست این گروه نیز دیر یا زود از صحنه سیاسی کشور کنار رفته وحذف خواهند شد همان طور که گروه های افراطی پیشین به این سرنوشت گرفتار شدند و تنها بدنامی و تنفر عام وخاص از خود به یادگار گذاشتند. البته آنچه ماندگار و پایدار و پویا خواهد ماند، نظام اسلامی، ولایت فقیه، مرجعیت، روحانیت و مردم شریف ایران است و خدمتگزارانی که با صداقت، پاکی و در نهایتِ اخلاص و بی ادعائی در این عرصه ها ظاهر شدند.


حال سوال این است که آیا بعد از این همه تجربه های تلخ تاریخی و عینی نباید به آزمون و خطاها پایان داد؟ آیا وقت آن نرسیده است که دیگر ساده لوحی ها، بازی خوردن ها و مصلحت اندیشی های بی مورد، کنار گذاشته شود؟ آیا بهتر نیست نیروهای  مخلص،معتدل و خدمتگزار از هر طیف و جناح و سلیقه در کنار هم قرار گیرند و به خاطر حراست از حیثیت نظام، انقلاب و مردم، آدم های تندخو، هتاک و خوارج مسلک را از خود برانند؟ مگر نه این است که ما در اسفندماه امسال انتخابات هشتمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی را در پیش داریم و آرامش و امنیت و اعتماد عمومی نیاز مبرم  وحیاتی کشور است؟
بعضی ازخواص ساده لوح که در انتخابات دوره ی نهم ودهم ریاست جمهوری از جریان انحرافی بازی خوردند، باردیگر در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی براه افتاده ومی گویند:«مردم باید حساب مشائی را از آقای احمدی نژاد جدا بکنند.»

باید به این جماعت گفت: اگر شما شوری را از نمک وچربی را از روغن جدا کردید، مردم هم حساب این دو را از هم جدا می کنند.این حضرات اگر واقعا نمی دانند ، پس بدانند،این  دو  از« تیم ارومیه» تابه امروز حدود سی سال است با هم عجین شدند،در همین شش سال اخیردر تمام جلسات عمومی وخصوصی ودر مسافرت های داخلی وخارجی در کنار یکدیگرند،اخیرا هم  به آمریکای لا تین رفتند . آقای احمدی نژاد بارها گفته:حرف های مشائی همان حرف دولت نهم ودهم است .حتی در این مورد به توصیه ها وتذکرات رهبری ومراجع هم توجه نمی کند،حال شماچطوراین معمای مشکل را به مردم تحمیل وواگذار می کنید؟


به نظر می رسد اگر این ساده لوحی ها هم چنان ادامه پیدا کند،این بار کلاهی گشادتر وبزرگ تر بر سر این حضرات خواهد رفت تاآنجا که حتی نتوانند یک قدمیِ اطراف خود را هم ببینند.لذا در این امر مهم،باید  احساس مسئولیت جدی کرد، بایدساده انگاری ها ومصلحت اندیشی های جناحی را کنار گذاشت، باید به اصل نظام وانقلاب فکر کرد والا قطعاً در آینده‌ی نزدیک گرفتار خواهیم گشت که ...  از خدای سبحان مسئلت داریم هرگز آن روز را نیاورد! آمین یا رب العالمین!

نظرات (3)
 کاش می شد این حرف ها را چند سال زودتر زد...مطلب خوبی بود.
شناسه: 2395
از قم
28 دی 1390 ساعت 09:19
1
1
 تاریخ هم ثابت کرده است که اگر کسی یا کسانی برای دیگری چاه بکنند، در همان چاه خواهند افتاد!
شناسه: 2401
علی
28 دی 1390 ساعت 09:26
1
1
 بعضی چیزها خیلی مشخصه ولی بعضی افراد حاضر به رعایت اون نمیشن
مثل اتهامات در مناظره ها
ویا مصادیق بسیار دیگر از همین آقایان
شناسه: 2966
بدون نام
29 دی 1390 ساعت 19:42
1
1
ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
* متن نظر:
  

آخرین اخبار

تاملی برمواضع مجلسی سابق و دولتی فعلی

"ببخشید حاج آقا، امروز نرخ نون چنده؟"

هشدار درباره خزان زودرس در صنعت نوپای خودروسازی

چگونه با سوء مدیریت تولیدکنندگان را ورشکست می کنیم!