كد مطلب: 2425
تاريخ انتشار: 24 بهمن 1390 ساعت 13:40

بایکوت هوشمندانه مسئله دارها در جشنواره ای که هیچ فیلمی لایق سیمرغ نبود!

برای اشخاص بدبین و خرافاتی چنین نیز تداعی می شود که یکی از پارامترهایی که برای اهداء جوایز مدنظر بوده، عدم اهداء سیمرغ های مهم و اصلی به فیلم هایی است که امکان دارد توقیف شده یا تنها اجازه اکران محدودش صادر شود و همچنین طی همین رویه برای فیلم هایی بوده که احتمال می رود در جشن ها و جوایز بین المللی سینمایی خوش بدرخشند...

همزمان با پایان سی امین دوره بزرگ ترین رویداد سالانه سینمایی ایران، بالاخره متولیان این دوره پذیرفتند، امسال در مجموع کیفیت آثار نسبت به دوره پیشین به مراتب کاهش یافته و این واقعیت را با عدم اعطای سیمرغ برترین فیلم بلند در بخش مسابقه اصلی به صورت غیرمستقیم متذکر شدند. اما آنچه از این مسئله تامل برانگیزتر است، نادیده انگاشتن ارزش های برخی آثار سینمایی است که امکان توقیف یا اکران محدودشان وجود دارد یا نگاه هایی نزدیک به «جدایی نادر از سیمین» دارند و یا احتمال درخشش آنها در رویدادهای بین المللی سینمایی به چشم می آید.


به گزارش سرویس فرهنگی «بازتاب»؛ همان گونه که انتظار می رفت جشنواره سی ام فیلم فجر عصر روز دوشنبه 23 بهمن ماه در شرایطی به پایان رسید که به واسطه کیفیت نازل بسیاری از فیلم ها و همچنین قرار داشتن برخی از ایشان در رده محتوایی و ساختاری تله فیلم، هیات داوران بخش مسابقه ایران (سودای سیمرغ) حاضر نشد به هیچ فیلمی سیمرغ بهترین فیلم را اهدا کند و در نهایت با لایق ندانستن هیچ فیلمی برای دریافت سیمرغ، دو دیپلم افتخار به فیلم های «روزهای زندگی» و «ضد گلوله» اهدا شد تا بالاخره در یک نقطه، نتایج آب بستن به جشنواره و آثار منفی غیبت بسیاری از کارگردانان شاخص سینمای ایران در این دوره مشخص شود. 

 


البته این دوره به لحاظ نظم در برگزاری نسبت به ادوار پیشین به مراتب از وضعیت مطلوب تری برخوردار بود و دبیر جشنواره تلاش کرد تا کپی اکثر آثار سینمایی مطابق با جدول زمان بندی در سینماهای میزبان جشنواره اکران شود و خریداران بلیت های این دوره به جز یک یا دو مورد، به تماشای فیلم هایی نشستند که بلیت هایش را خریداری کرده بودند و پروژه جایگزینی فیلم ها در طول جشنواره به صورت محدودتر صورت پذیرفت و چنین رویکردی در برگزاری ارزشمند بود، اما این مسئله ضعف کیفی و نحوه انتخاب کاندیداها و همچنین برگزیدگان جشنواره را نمی پوشاند.

متاسفانه تراکم بالای حجم آثار مورد تایید قرار گرفته توسط هیات انتخاب فیلم های این دوره که نمی تواند بی ارتباط با پروژه کارگردان سازی باشد، باعث شد حتی فیلم های برخی کارگردانان جوان و خوش آتیه نیز نادیده گرفته شده یا در نگاهی بدبینانه که امیدواریم اشتباه باشد، مورد بایکوت هیات داوران قرار گیرد و البته در میان ترافیک این دوره، این اتفاق آنچنان که باید برجسته نشود. هرچند رضا عطاران توانست از خطر چشم بستن بر فیلمش بگریزد اما پیمان معادی کارگردان «برف روی کاج ها» و مانلی شجاعی فرد کارگردان «میگرن» در این دوره حقشان بیش از این بود.

 


در کنار اینها «بغض»، «بی خود و بی جهت» و «زندگی خصوصی آقا و خانم م» دیگر آثاری بودند که حقشان حضور پررنگ تر در میان برترین های جشنواره سی ام بود. اما در نهایت این فیلم ها نیز اسیر تقسیم جوایز میان فیلم هایی شد که حقیقتاً برخی از آنها در قیاس با آثار فوق الذکر، حقشان حضور بر روی صحنه نبود. البته اینها نوع انتخاب ها مربوط به بخش های مختلف فیلم ها است و نه تنها در حق برخی کارگردانان و تعدادی از فیلم ها اجحاف شده، بلکه حق برخی عناصر اصلی فیلم ها نیز تضییع شده که برای شاهد مثال می توان به هومن بهمنش اشاره کرد که علی رغم فیلمبرداری ارزشمند در «پذیرایی ساده» مانی حقیقی حتی میان پنج کاندیدا هم قرار نگرفت.

 

از همه اینها جالب تر اما تحویل نگرفتن فیلم تحسین شده «بوسیدن روی ماه» به کارگردانی همایون اسعدیان و تهیه کنندگی منوچهر محمدی بود که با وجود نگاه ارزشی، توسط مدعیان ارزش گرایی جز در یک بخش، جایزه ای نگرفت که امیدواریم این اتفاق ارتباطی به اظهارنظرهای پیاپی اسعدیان در حمایت از خانه سینما و همچنین گرایش منوچهر محمدی نداشته باشد و داوران بدون اعمال فشار یا غرض ورزی رای داده باشند.


البته فیلم های «روزهای زندگی» و «ملکه» نیز از کیفیت قابل توجهی برخوردار بودند و چه در ساختار فیلمنامه و چه در متن، جایگاه قابل قبولی داشتند، اما با این نوع توزیع سوال برانگیز جوایز، برخی اقدامات شاید در راستای جلب نظر سینماگران مورد وثوق در این دوره اختصاص داده شد که شاید اهداء جایزه ویژه هیات داوران که معمولاً برای به دست آوردن دل کارگردان اهدا می شود، به داریوش مهرجویی برای فیلم متوسط «نارنجی پوش» از همین نگاه نشات گرفته بود.

 


در این میان برای اشخاص بدبین و خرافاتی چنین نیز تداعی می شود که یکی از پارامترهایی که برای اهداء جوایز مدنظر بوده، عدم اهداء سیمرغ های مهم و اصلی به فیلم هایی است که امکان دارد توقیف شده یا تنها اجازه اکران محدودش صادر شود و همچنین طی همین رویه برای فیلم هایی بوده که احتمال می رود در جشن ها و جوایز بین المللی سینمایی خوش بدرخشند، چرا که درخشش فیلم اصغر فرهادی نخستین بار در جشنواره فیلم فجر بیست و نهم آغاز شد و همین اتفاق، دست برخی تندروهای داخلی برای له کردن فرهادی و فیلمش را تا حدودی بسته بود! «برف روی کاج ها» به عنوان نخستین ساخته پیمان معادی شاید چنین سرنوشتی داشت و البته در قبال این بایکوت خواسته یا ناخواسته هوشمندانه، سیمرغ «بهترین فیلم از نگاه تماشاگران» را از آن خود ساخت تا تضادی جالب میان نظر قالب بینندگان و داوران شکل بگیرد.


در مجموع به نظر می رسد هیات داوران بخش سینمای ایران و نگاه نو این دوره از جشنواره بهتر از دوره پیشین به آنچه شمقدری و سجادپور می خواستند عمل کرده اند و چهارچوب انتخاب ها، مراد دل معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد است که این اتفاق در نوع خود نشان از استقلال عمل جشنواره فیلم فجر دارد و بعید نیست جشن ها و جشنواره های 60 و 80 ساله سینمایی جهان نیز به این فکر بیفتند که با الگوبرداری از این دوره از رقابت ها، بر استقلال عملشان بیافزایند! با این اوصاف این امید وجود دارد که انشاءالله دوره بعدی جشنواره، انتهای رویه موجود قرار گیرد و جشنواره فجر 32، نگاه متفاوتی نسبت به چند دوره اخیر داشته باشد.

به اشتراک بگذارید:

نظرات (3)
 آقای فواد صادقی فکر کنم سایت شما را فیلتر کرده اند. من چند روزی لصلا نمیتوانم وارد سایت شما بشوم.
شناسه: 11746
بدون نام
24 بهمن 1390 ساعت 18:16
2
17
 چند سال پیش، اخراجی ها هم فیلم برتر از نگاه مردم شد!
شناسه: 11771
بدون نام
24 بهمن 1390 ساعت 22:06
1
8
 گزارش و تحلیل خوب و جالبی بود ممنون
شناسه: 11795
بدون نام
25 بهمن 1390 ساعت 00:58
1
7
ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
* متن نظر:
  

آخرین اخبار

عدالت به شیوه عمر و عثمان؟!

مجلسی ها خودشان را بیمه جهنم کردند

مهدی خرم دل