وتوی قطعنامه های شورای امنیت درمورد سوریه از طرف روس وچین، هرچند در ظاهر قضیه آمریکا را با ناکامی در سوریه همراه می نماید، ولی در کنار آن چهره جنگ طلبانه و ضدمردمی آمریکا را نزد افکار عمومی منطقه و جهان تطهیرمی نماید
بازتاب، سرویس بین الملل:
حسن فاتحی در یادداشتی نوشت: از زمانی که فتیله تحولات اجتماعی و خیزشهای مردمی درکشورهای منطقه بالاگرفته ، تا حال حاضر شاهد سرنگونی برخی نظام های حاکم در منطقه بوده ایم که از تونس شروع ودرمصرولیبی ویمن آثارواقعی خودرا نشان داده است.
هرچندادامه خیزشهای اعتراضی درکشورهایی چون بحرین و سوریه به یک بن بست نسبی نزدیک شده، ولی بنظرمی رسد غربیها برای مهندسی تغییرات دراین کشورها با دوشیوه متفاوت همچنان اهداف خود را دنبال خواهندنمود.
دربحرین،غربیها به فرماندهی آمریکا ازروش مدیریت نامحسوس منویات خودرا بواسطه متحدان عربی خود همچون عربستان دنبال می نمایند تا ضمن اینکه مستقیم چهره خود را به چالش نکشند، همچنان منافع خودرا دنبال نموده باشند.
در بحران سوریه غربیها زیرکانه تر از رقبای خودیعنی روسها و چین عمل می نمایند، از یک طرف با کشیدن پرونده سوریه به شورای امنیت، خود را در نقش مدافع ملت سوریه به افکار عمومی معرفی می کنند و از طرفی با علم به مخالفت روسها و چین درقضیه سوریه،همچنان برادامه بررسی پرونده سوریه درشورای امنیت تلاش می نمایند تا اهداف زیرا درسایه تحولات سوریه دنبال نموده باشند:
الف- وتوی قطعنامه های شورای امنیت درمورد سوریه از طرف روس وچین، هرچند در ظاهر قضیه آمریکا را با ناکامی در سوریه همراه می نماید، ولی در کنار آن چهره جنگ طلبانه و ضدمردمی آمریکا را نزد افکار عمومی منطقه و جهان تطهیرمی نماید.
اگردیروزبه واسطه جنگهای آمریکا درعراق وافغانستان ونیز دخالت نظامی آمریکا در سایرکشورها چهره مردمی آمریکا درنزدافکارعمومی منطقه وجهان به نفرت تبدیل شده بود،هم اکنون دیپلماسی فعال غربیها درمنطقه و شورای امنیت، تلاش دارد اهداف نفرت ملتها را تغییر دهد و گمانه های نفرت و انزجار به سمت مدل مدیریتی کمونیستی وسوسیالیستی چین وروسیه متمایل شود.
آنها در تلاشند افکارعمومی جهان ومنطقه را به این نتیجه برسانند که مدل مدیریتی غربیها،آنچنان هم برضدملتها نمی باشد و بلکه مدل مدیریتی کمونیستی وسوسیالیستی به رهبری چین وروسیه است که باآزادیهای مدنی ومشروع ملتها مشکل دارد و ادامه چنین تحرکات سیاسی ازطرف دول غربی تلاش دارد درآینده نزدیک هژمونی مدیریتی سوسیالیستی کمونیستی را بعدازفروپاشی اتحادجماهیر شوروی، دوباره به چالش کشد.
ب- دول غربی به فرماندهی آمریکا درسایه و پوشش تحولات اجتماعی منطقه وجهان،درکنارمهندسی مدیریتی که دارند ازلحاظ کنترل روسها وچین نیز ازبعدنظامی بهره برداریهای زیرکانه می نمایند، تجهیز پایگاه، ره گیری و کنترل موشکی آمریکا درترکیه هرچنددرابتدا به بهانه کنترل ایران صورت پذیرفته ولی اهداف پشت پرده آن ،قطعا" ازنگاه روسها دورنبوده است و شایدیکی ازدلایل مهم وتوی قطعنامه های شورای امنیت درموردسوریه نیزازطرف روسها همین اقدامات هوشمندانه غربیها درمنطقه بوده است که روسها تمایل دارند درقبال بده بستان با غربیها در مورداین پایگاههای کنترل و تجسس از برگ های سوریه وایران نیز استفاده نمایند.
حال سوال این است که غربیها و روس و چین تاکجا درمقابل هم درمورد بحران سوریه صف آرایی خواهندنمود؟
به باورمن ،هرچندروسها بخاطر نگاه استراتژیک خود دردسترسی به آبهای آزاد روی ایران وسوریه تمرکز ویژه ای دارند،ولی درکنار این رویکرد ملی خود،به یقین ازنقش فعلی خود درتطهیر چهره آمریکا درافکارعمومی منطقه وجهان نیز اطلاع دارند ، فلذا بابالارفتن هزینه ها هم چین وهم روسها ناچاربه تمکین اراده غربی ها خواهندبود.
واقعیات میدانی امروز، در کنار تبلیغات دامنه دار رسانه های غربی به شکل عجیبی تطهیر چهره آمریکا نزد ملتهای منطقه وجهان پس از نفرت عموم به خاطر دو جنگ بزرگ را در دستور کار دارد. از همین رو به نظر می رسد روند تداومی رویکردحمایتی روسها وچین ازسوریه تا آستانه تحمل خاصی پیش خواهدرفت وزمانیکه روسها وچین با مشکل روبروشوند، امکان وفرصتی برای تدوام چنین رویکردهای حمایتی نخواهندداشت .