كد مطلب: 1780
تاريخ انتشار: 17 بهمن 1390 ساعت 15:16

سال به سال، دریغ از پارسال: دستمزد کارگران امسال هم کمتر از تورم بالا می رود؟

مثل هر سال چشم نگران جامعه کارگران به کمیته تعیین مزد است که چه مقدار از تورم ملموس و کمر شکن جاری را تایید کنند و در نهایت چه میزان به دستمزد آنها اضافه شود. در سالیان اخیر با توجه به اینکه هر ساله نرخ افزایش دستمزد از تورم کمتر بوده است، جامعه کارگری ایران به سوی استانداردهای پایین تر زندگی سوق داده شده اند و چون چرخ ضعیف این ماشین معیوب هستند، به بهای حفظ کار شرافتمندانه شان می بایست از رفاه و آسایش خود چشم پوشیده، بار خردکننده رکود اقتصادی را تحمل کنند

«بازتاب»، سرویس اقتصادی؛ در حالی که کمتر از یک ماه و نیم به پایان سال مانده، مثل هر سال چشم نگران جامعه کارگران به کمیته تعیین مزد است که چه مقدار از تورم ملموس و کمرشکن جاری را تایید می کند و در نهایت چه میزان به دستمزد آنها اضافه می شود. در سالیان اخیر با توجه به اینکه هر ساله نرخ افزایش دستمزد از تورم کمتر بوده است، جامعه کارگری ایران به سوی استانداردهای پایین تر زندگی سوق داده شده اند و چون چرخ ضعیف این ماشین معیوب هستند، به بهای حفظ کار شرافتمندانه شان می بایست از رفاه و آسایش خود چشم پوشیده،  بار خردکننده رکود اقتصادی را تحمل کنند.

 

آرش رازانی در یادداشت ارسالی خود آورده است: با نزدیک شدن ماه های اخر سال ، یکی از مباحث مورد پیگیری افکار عمومی مبحث افزایش سنواتی دستمزد کارگران است.مورد تعیین کننده و تاثیر گذار بر زندگی یک سال کل جامعه کارگری ایران که هر ساله به طرز تاسف برانگیزی دستخوش قانون گذاری ضعیف و اجرای شتابزده شده  و آثار پیدا و پنهان فراوانی بر شئون جامعه ایرانی دارد.


برای بررسی دقیق تر موضوع لازم است چند نکته به صورت مقدماتی مورد توجه قرار گیرد:


1.    مبحث اشتغال صنعتی و به تبع آن دستمزد کارگری  از سه جهت تحت تاثیر مستقیم حکومت هاست.در حقیقت هر کارگاه صنعتی یا با سرمایه گذاری مستقیم دولت به وجود می آید ، یا رونق و رکود آن متاثر از سیاستگذاری اقتصادی دولت است یا اینکه با سیاست های حمایتی دولت مرتبط است.اینکه صاحب کسب و کار دولت است یا بخش خصوصی  و یا سرمایه گذار خارجی، نسبت موارد فوق الذکر را متغیر می سازد و هیچ یک از متغیر ها به طور کامل حذف نمی شوند.


2.    اساس رونق و گردش مناسب کسب و کار بر اساس سودده بودن ذاتی آن است .یعنی طرز نگرش عام المنفعه بودن . تئوری "برای ما آب ندارد برای تو که نان دارد " مدت هاست منسوخ شده و در کشور ما نیز یکی از دلایل جریان خصوصی سازی و اجرای سیاستهای اصل 44 ، حل این مشکل در صنایع بدون بازده دولتی بود . بدیهی است که سود کسب وکار متناسب با هزینه و در آمد هر بنگاه بوده و از افزایش در آمد و کاهش هزینه کسب و کار رونق بیشتری خواهد داشت.


دستمزد کارگران و در کل منابع انسانی یکی از هزینه های روشن و قابل محاسبه در یک بنگاه اقتصادی است و مانند سایر موارد هزینه ای  تحت تاثیر سیاستگذاری دولت هاست که البته از همه ساده تر قابل دستکاری است. برای سود آور بودن کسب و کار کاهش هزینه غیر از کاهش کل دستمزد نیروی انسانی ازطریق تضعیف آن یا تعدیل نیرو، راه های دیگری مانند کاهش قیمت تمام شده مواد اولیه ، استفاده از تکنولوژی های  جدید که امکان تولید محصول با هزینه کمتر را در بلند مدت ممکن می سازد ، کاهش سرمایه گذاری جهت تامین بلند مدت و انبارش  مواد اولیه و.... وجود دارد.

 

همچنین افزایش در آمد از طریق افزایش میزان فروش در بازار های جدید یا محصولات متنوع، صادرات کالا در بازار های خارجی با استفاده از عوارض گمرکی مناسب ، تضمین فروش در بازار از طریق کنترل واردات، افزایش کیفیت و اقبال بیشتر مشتریان و.... ممکن است.


با این اوصاف ، هر ساله شاهد آن هستیم که کمیته تعیین دستمزد با این استدلال پایه ای  که "برای حمایت از کارفرما در جهت کنترل هزینه تولید برای حفظ نیروی کار نباید دستمزد کارگران بیش از حد رضایت کارفرمایان افزایش یابد" ، و بدون توجه به کل جریان اقتصاد کشور و استاندارد های زندگی ، با افزایش نامتناسب و غیر مسئولانه و غیر واقع بینانه دستمزد ها عملا تیشه به ریشه زندگی قشر مولد و مثبت جامعه می زند.


در این حال  باید پرسید که آیا قانونگذار راه بهتری برای تعیین سرنوشت دست کم یک سوم جامعه  سراغ ندارد؟آیا مجلس نمی بایست بسیار بیشتر از حد رفع تکلیف فعلی به این امر – که حاصل اجرای قوانین بودجه و سایر قوانین اقتصادی است -توجه نشان دهد؟ آیا نماینده مردمی که بیشتر آرای خود را از همین اقشار زحمتکش و آبرو مند به دست می  آورد باید سرنوشت معیشت آنها را به کمیته ای بسپارد که دو طرف آن کارفرمای دولتی و خصوصی است؟ آیا تعیین عدد دستمزد بدون توجه به نوع کار ، منطقه فعالیت کارگر و سبد هزینه های آن منطقه ، میزان حساسیت و مهارت مورد نیاز کار،.... علمی و کارشناسی است؟


از طرفی این سوال مطرح است که  آیا دولت تنها راه حفظ اشتغال فعلی و توسعه احتمالی آن را بریدن از زندگی کارگر و تقدیم آن به کارفرما می داند؟ آیا سیاستگذاری اقتصادی و سیستم حمایتی از کارفرما در کل موارد ذکرشده فوق در کاهش قیمت تمام شده مواد اولیه ، استفاده از تکنولوژی های  جدید، فراهم آوری بازار ، ایجاد آرامش اقتصادی ،.... انجام شده و پاسخگو نیست که سراغ سفره آبرومندانه و محقر کارگران می رود؟ از طرفی کارفرمای خصوصی و  یا سرمایه گذار خارجی با اتکا به کدام رکن قابل پیش بینی اقتصاد به افزایش معقول دستمزد واکنش مثبت نشان دهد؟ دولتی که به خاطر قدرت اصناف حتی تعیین میزان مالیات آنها را به خودشان و بر اساس خود اظهاری واگذار کرده است، از یک ماه محاسبه تا یک ریال دستمزد ناچیز کارگران فرو گذار نمی کند و سیستم مالیاتی در این حوزه حضور کامل و مقتدر دارد.


آیا کسی به فکر آثار فرهنگی مخرب کاهش ارزش کار مولد افتاده است؟ فرزند کارگری که سرنوشت پدر خود را با فلان فرد سوداگر -که از شرایط بی  در و پیکر بازار فعلی سود کلان بی زحمت به جیب می زند- مقایسه می کند که با چه مدت کار چقدر رفاه و آسایش برای خانواده شان فراهم آورده اند، آیا حق ندارد که درارزش کار مولد تردید کرده و در آینده به جمع سوداگران روی آورده و قید کار مولد و موثر را بزند؟ آیا یکی از عوامل فرهنگی این هجوم نقدینگی به سود بیشتر که مصیبت چند سال اخیر را در خودرو، مسکن ، ارز ، طلا و غیره نشان داده و گاهی نیز از موارد فاجعه باری مانند شرکت های مضاربه ای و هرمی سر درآورده است،  همین فقر قابل پیش بینی کار گران نیست؟



به هر حال ، مثل هر سال چشم نگران جامعه کارگران به کمیته تعیین مزد است که چه مقدار از تورم ملموس و کمر شکن جاری را تایید کنند و در نهایت چه میزان به دستمزد آنها اضافه شود. در سالیان اخیر با توجه به اینکه هر ساله نرخ افزایش دستمزد از تورم کمتر بوده است، جامعه کارگری ایران به سوی استانداردهای پایین تر زندگی سوق داده شده اند و چون چرخ ضعیف این ماشین معیوب هستند، به بهای حفظ کار شرافتمندانه شان می بایست از رفاه و آسایش خود چشم پوشیده،  بار خردکننده رکود اقتصادی را تحمل کنند.

 

امیدواریم، که آدمی به امید زنده است، که امسال دولت، مجلس یا هر کسی که صدای خاموش تظلم کارگران را می شنود و نگران آینده اقتصادی و فرهنگی این مرز و بوم است، در این باره طرحی بیفکند که همه از آن سود برده و خدا و مردمش راضی باشند.

به اشتراک بگذارید:

نظرات (6)
 عکستون دل آدمو کباب میکنه یکی نمیدونه با پولش چکار کنه ویکی برای کمتر از 400 تومن باید چه خون جگری بخوره-خدایا به حرمت این نگاههای معصوم از دزدان ومبذرین بیت المال نگذر
شناسه: 10153
بدون نام
17 بهمن 1390 ساعت 16:22
0
48
 با تشکر از آقای رازانی
باید عرض کنم که به نظر می رسد سیاست های دولت همانطوری که در متن مقاله اشاره شده است در ایجاد آرامش اقتصادی بسیار ضعیف بوده و یا به عبارتی کنترل آن از عهده مسوولین محترم خارج است, سیاست مماشات مجلس محترم با دولت نیز در راستای شعارهای بدون عمل خود عامل دیگری در این نابسامانی اقتصادی است. از اینرو به نظر می رسد که داستان تضعیف قشر زحمتکش کارگر چونان سالیان اخیر همچنان ادامه دارد.
شناسه: 10351
بدون نام
17 بهمن 1390 ساعت 22:06
1
18
 اصلا" سوال اینه که چرا سیاستها به سمتی است که مردم هر چه بیشتر نسبت به صنعت و کار در آن نا امید بشوند؟ و در مقابل همه به دلالی و کارهای غیر تولیدی روی بیاورند؟ من خودم در صنعت شاغل هستم و وقتی میبینم که درآمد ماهیانه من یک دهم درآمد دوستم که پوشاک میفروشه اونم محصولات نه خودمان بلکه چین ، خب 1 نتیجه میگیرم اونم اینکه حتما" سیاستها به سمتی است که کار فروشندگی و دلالی روز به روز رونق بگیره و صنعت ضعیف بشه و یک تصمیم میگیرم اونم اینکه هرچه سریعتر منم از این نمایش مضحک به نام صنعت بیام بیرون.
در ضمن در این مسئله نه تنها کارگر که کارفرما هم ضرر کرده و میکند. چرا که در حمایت از صنعت آقایان زورشان فقط به حقوق و دستمزد می رسد وگرنه سایر هزینه های تولید خیلی بالاست البته به لطف هدفمندی...
شناسه: 10508
بدون نام
18 بهمن 1390 ساعت 08:35
1
2
 من کارفرمام !! خداییش با این وضع اقتصادی اگه در بیاد همه سودش را می برند اگر هم نه هیچ کس ،
این را بدونید که همه سر یک سفره نشستیم !!!
دولت آقای احمدی نژاد سال اول آمدنش !! این قدر حقوق را بالا برد که کلی ها را بیکار کرد ... ما نباید افراط وتفریط کنیم باید مناسب هر زمان و شرایط دست به تغییر بزنیم.
شناسه: 10619
بدون نام
18 بهمن 1390 ساعت 11:49
1
3
 با تشکر از مقاله زیبا وقدر دانی از دوستانی که همچنان میتوانند دراین موارد فکر کرده و بنویسند.باید عرض کنم اصولا ..محترم بیشتر به فکر جناح بندیهای آبکی خود بوده ود..نیز می کوشد تابا حذف یارانه ها و افزایش هزینه های زندگی، بدانجا رساند که کارگران اصولا به فکر ناچیز یارانه نقدی خود باشند واز باب آن شکر گزار دولت که ازجیب مبارک و ارثیه پدریشان به این قشر آسیب پذیر پرداخت میشود
شناسه: 10797
پدرام
18 بهمن 1390 ساعت 16:25
0
5
 بنده با این بخش از مقاله که سیاستهای دولت مردم را بسوی واسطه گری و دوری از مشاغل مولد هدایت میکند کاملا موافقم من از طرفداران پروپا قرص تولید هستم ولی متاسفانه این اواخر فقط شعار میدهم و اعتقاد قلبی من این نیست چون به راحتی میتوان دید که چطور میشود از راههای واسطه گری پولهای هنگفت به جیب زد و به هیچ کس هم جواب نداد.
شناسه: 16179
بدون نام
10 اسفند 1390 ساعت 13:16
0
0
ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
* متن نظر:
  

آخرین اخبار

عدالت به شیوه عمر و عثمان؟!

مجلسی ها خودشان را بیمه جهنم کردند

مهدی خرم دل