كد مطلب: 1726
تاريخ انتشار: 14 بهمن 1390 ساعت 11:14

زمین زدن نامزد ایرانی اسکار، حتی به قیمت تبلیغ بی جیره و مواجب برای بهاییت!

از نظر ما هم خوب است فرهادی ترور دانشمندان اتمی را محکوم کند اما در داخل کشور چه حمایتی جز تلاش برای بایکوت و لجن مال کردن فرهادی در رسانه ملی و رسانه های زیرمجموعه اش کرده اید که توقع دارید فرهادی حرف شما را روی استیج اسکار بزند؟ چطور تصور می کنید یک کارگردان را به هر وسیله ممکن تخریب کرده و در نهایت انتظار داشته باشید به ساز شمایی که ادعا می کنید در مسیر منافع کشور قلم می زنید، برقصد؟

پس از آنکه در هفته های اخیر، اقبال 5700 سینماگر صاحب رای در انتخابات سالیانه برترین های آکادمی اسکار نسبت به آخرین ساخته اصغر فرهادی کارگردان خوش فکر ایرانی مشخص شد و در انتخاباتی که از دیروز آغاز شده، احتمالاً بسیاری از ایشان نام «جدایی نادر از سیمین» را روی برگه رای خواهند نوشت، استراتژی سه گانه تخریب فیلم با این رویکرد ها شکل گرفت اما آیا این رفتارهای تخ نما، می تواند توجیه لازم را برای بایکوت فیلم فرهادی در صورت برد جایزه اسکار را فراهم سازد؟

 

به گزارش سرویس فرهنگی «بازتاب»؛ واقعیت آن است که بسیاری از مسئولان بعید می دانستند وسعت موفقیت فرهادی با «جدایی نادر از سیمین» در سطح بین الملل اینچنین شود و بیشترین افتخارات بین المللی یک ملودرام ایرانی را از آن خویش سازد که شاید اگر چنین تصور می کردند، هیچ گاه اجازه نمی دادند این فیلم در سطح بین الملل به عنوان نماینده ایران حضور داشته باشد، کما اینکه در زمان انتخاب نماینده ایران در جایزه اسکار، تلاش های فراوانی صورت پذیرفت تا هر فیلمی به این جایزه معرفی شود، به جز «جدایی نادر از سیمین». اما امان از انصراف کارگردان دیگر فیلم ها و قرار گرفتن هیات انتخاب در موقعیتی که افکارعمومی انتخابی به جز این فیلم را اثر تصمیم غیرسینمایی تلقی می کرد.

 

 

با این حال جدایی نادر از سیمین، همان گونه که در ایران فروش چند میلیارد تومانی داشت و در جشنواره فجر و جشن خانه سینمای پیشین خوش درخشید، در گیشه های اروپا نیز فروش بالایی داشت که نشان می داد در تخطئه «دروغ»، این گناه بزرگ در اسلام و تمام ادیان، فرهادی موفق شده روایتی جهانی را به نمایش بگذارد که علی رغم صنعتی بودن ساختار فیلم، اروپایی، آمریکایی و حتی آسیایی به نمایشش بنشیند و فروش ده میلیون دلاری در سطح بین الملل برای این فیلم رقم بخورد.




البته اگر عده ای، بینندگان این فیلم را نیز در سرتاسر جهان و ایران به انضمام چند میلیون ایرانی که در تهران و شهرستان ها تماشاچی اش بودند، عامل صهیونیسم جهانی ننامند و این فروش را یک توطئه حساب شده تلقی نکنند!

 

جالب آنکه این فیلم علاوه بر جذب مخاطب عام، در حوزه مخاطب خاص نیز خوش درخشید و در ده ها جشنواره و جایزه معتبر بین المللی یا برنده برخی بخش ها شد و یا جزو نامزدها بود و همین مسئله تحمل فرهادی را دشوار کرد، به خصوص فرهادی که مورد حمایت اهالی خانه سینما هم هست و از این بدتر هم مگر می شود؟ با این حساب تخریب فرهادی با سه خط آغاز شد و پس از دریافت جایزه گلدن گلوب توسط فرهادی شدت یافت و قطعاً این خطوط تخریبی که با دروغ و رفتارهای غیراخلاقی گره خورده، پس از این نیز شدت خواهد یافت تا در صورتی که فرهادی برنده جایزه اسکار شود، توجیه لازم برای بایکوت چنین اتفاقی توسط رسانه های رسمی وجود داشته باشد.

 

 

سرفصل اول: صهیونیستی بودن اسکار و گلدن گلوب


محور نخست و اصلی این است که عنوان شود، اصولاً این جوایز فاقد اعتبار هنری است و تنها به فیلم های سیاسی که در راستای اهداف آمریکا و صهیونیست ها است، داده می شود. در نقض این گفتار، پیشتر در مطلبی مفصل اشاره شد به فیلم «اینک بهشت» ساخته یک کارگردان فلسطینی که عملیات انتحاری فلسطینی ها را که در آمریکا عملیات تروریستی خوانده می شود، حق طبیعی فلسطینی ها در قبال رفتارهای وحشیانه اسرائیل نشان می دهد و جالب آنکه این فیلم برنده جایزه گلدن گلوب فیلم های غیرانگلیسی زبان نیز می شود و البته چهره های بزرگی در سینمای جهان چون کوستاگاوراس، ویتوریو دیسکا، کلینت ایسوود، جوزپه تورناتوره و اینگمار برگمان همچون فرهادی همین گلدن گلوب فیلم غیرانگلیسی زبان را با رای 92 داور برده اند.

 



نکته مهم اینکه دولت آمریکا برای ثبت نام فلسطین در سازمان فرهنگی سازمان ملل، بودجه اش را در این نهاد کاهش داد اما در گلدن گلوب که برخی در داخل ادعا می کنند در دست صهیونیست ها و سیاسی است، دقیقاً به نماینده »کشور فلسطین» داده می شود که صددرصد ضد سیاست های آمریکا و اسرائیل است. در خصوص اسکار نیز استدلال های متعددی در رابطه با مستقل بودن این جایزه ذکر شد که رای 5700 تن از سینماگران جهان و آمریکا برای انتخاب برندگان جایزه اسکار هر سال مهم ترین این استدلال ها است که کاملاً غیرمنطقی است، عنوان کرد همه این افراد تابع سیاست های دولت آمریکا و صهیونیسم جهانی هستند!



از نکات شنیدنی درباره اسکار نیز به همین بسنده می شود در زمانی که آمریکایی ها هنوز بابت فاجعه ویتنام زیر ضرب بودند، این جایزه آمریکایی به الیور استون ضدآمریکایی داده شد و استون برای متولد چهارم جولای و جوخه که هر دو کاملاً به چالش کشیدن جنگ افروزی آمریکا است، جایزه برده است! 

 



همچنین در حالی که بخش قابل توجهی از گردش مالی آمریکا توسط غول های نظامی و اسلحه سازی و صنایع وابسته به آنها صورت می پذیرد، پس از مرگ تعدادی دانش آموز به وسیله شلیک دو دانش آموز در دبیرستان کلمباین واقع در ایالت کلرادوی ایالات متحده آمریکا، مستند مایکل مور که اسلحه فروشان بزرگ آمریکایی را به چالش کشیده بود و صد درصد مخالف سیاست های نظامی آمریکا بود، در اوج جنگ آمریکا در خاورمیانه، اسکار بهترین مستند را برد! و البته استدلال های دیگری نیز در نقض ادعای دولتی و صهیونیستی بودن اسکار و گلدن گلوب وجود دارد که اینجا می توانید مورد بازخوانی قرار دهید.

 

 

تنها استدلال حمله کنندگان به اسکار برای زیرسوال بردن موفقیت فرهادی، برای سیاسی خواندن و بی ارزش تلقی کردنش، استدلال ضعیف اخیر مسعود فراستی است که در برنامه هفت، عنوان کرد: «...به نظر من ‌جشنواره‌های سینمایی- هنری فرنگ اصولاً سینمایی هنری نیستند. مخصوصاً اسکار؛ تفاوت اسکار با جشنواره‌های کن و ونیز در این است که رو به صنعت دارد. اساساً در بخش داخلی رویکرد صنعتی دارد ولی در بخش خارجی باید کشف کند و اینجاست که اساساً سیاسی است. یادتان می‌آید بچه های آسمان را فیلم آقای بنینی هر دو کاندیدا بودند. ولی بنینی گرفت چون آخرین نمای آن یک ناو آمریکایی است که می‌آید و ناجی می شود. یعنی روشن است که سیاسی است. الآن "نادر از سیمین" یا "جدایی" این توهم را نداشته باشد که آن‌ها دارند به ما جایزه  هنری می‌دهند... .»

 

 

بچه های آسمان در اسکار 1999 - بنینی، اسفندیاری و مجیدی در مراسم آکادمی

 

حال چرا این استدلال فراستی باطل است؟ چون مجید مجیدی کارگردان «بچه های آسمان» که خودش در جزئی ترین مسائل مربوط به اسکار در دوره ای که فیلمش بوده، قرار دارد، در گفت و گویش در شماره 85 مجله 24 منتشره در آبان ماه 90، علت اینکه فیلمش اسکار نبرده، چنین تشریح کرد:

 

«جدا از کیفیت فیلم ها، این نکته هست که فیلم بنینی هم (همچون بچه های آسمان) مال میراماکس بود. آنها به منافعشان فکر می کنند. طبیعی بود که سعی شان را بکنند تا آن فیلم برنده شود چون بچه های آسمان اگر اسکار می گرفت، فوقش 3 میلیون دلار بیشتر می فروخت اما فیلم بنینی وقتی اسکار گرفت، خیلی فروخت. طبیعی بود که حجم تبلیغ اصلی شان را بگذارند روی فیلم بنینی. با مزه است، بعد از مراسم، نماینده های سونی پیکچرز که ایستگاه مرکزی (والتر سالس) را در اسکار داشتند، آمده بودند و می گفتند اینها به خاطر فیلم بنینی، فیلم تو را زمین زدند و الا اسکار حق تو بود، اگر فیلم را به ما داده بودی، مطمئن باش برنده اش کرده بودیم! می گفتند اینها فیلمت را قربانی کردند. حال می خواهیم بگوییم اگر این پس زمینه و وقایع را در نظر بگیریم، دلیلی ندارد، دنبال دلایلی سیاسی برای نامزدی بگردیم. در بخش انتخاب فیلم غیر انگلیسی زبان، حداقل 800 نفر از اعضای آکادمی (اسکار) در ایالت های مختلف باید فیلم را ببینند. کسی هم از رای دیگری باخبر نیست. البته نقش کمپانی های بزرگ و تبلیغاتی که برای فیلم می کنند خیلی زیاد است ولی به هر حال روالش است.»

 

 

با این حساب اگر فرهادی جایزه را ببرد برخلاف گفته فراستی، محصول یک اتفاق و زد و بند سیاسی نیست و اگر این جایزه را هم نبرد، دلیل نمی شود که رقیبش که برنده جایزه شده به دولت آمریکا یا صهیونیست ها سرویس داده که تمام چند هزار سینماگر صاحب رای دست به یکی کرده باشند، آن فیلم انتخاب شود! فرهادی تا اینجا نیز که در سطح بین المللی بالا آمد، به واسطه انتخاب هوشمندانه کمپانی توزیع کننده بین المللی اش (سونی پیکچرز) بوده که توانسته با تبلیغات ارزش های این فیلم را نه صرفاً در سطح آمریکا که در سطح اروپا، شرق و غرب آسیا و پان آمریکن مطرح کند و باعث شود حتی کارگردانان خارجی میهمان برنامه تلویزیونی هفت در ایام جشنواره نیز، «جدایی نادر از سیمین» و اصغر فرهادی را بستایند.

 



سرفصل دوم: در راستای اهداف بیگانه بودن فیلم


مسیر دومی که برای تخطئه موفقیت فیلم در پیش گرفته شد،  ضد اسلامی و ضدنظام خواندن فیلم است. یک بار منتقدی که خودش را به آن راه زده ادعا می کند این فیلم تصویر چرکی از ایران داده و یک بار عنوان می شود گلشیفته فراهانی بازیگر فیلم فرهادی برهنه شده، در حالی که گلشیفته فراهانی بازیگر فیلم حاتمی کیا و ملاقلی پور هم بوده است. اما برای تخریب فرهادی این جنبه مهم تر است.

آنچه در این میان نادیده گرفته می شود، این است که فرهادی اصولاً برای "فیلم مستند" جایزه نمی برد تا تصویری که در فیلمش ارائه داده، تصویر ایران باشد که با این حساب اگر قرار باشد هرچه در هر فیلم نمایش داده می شود، به حساب واقعیت های ملموس گذاشت، در آمریکا باید ساخت چندصد فیلم در سال به واسطه دخالت مستقیم دولت صورت نپذیرد، چرا که در بسیاری از فیلم های آمریکایی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی، رئیس جمهور، وزیر، مقام امنیتی، پلیس و یا هر شخصی در هر جایگاه فاسد، دزد و یا خائن نشان داده می شوند.

 

 

همین نگاه باعث شده که در ایران فیلم ساختن و به خصوص کمدی خوب ساختن در حد یک معجزه شود، چرا که اشخاص منفی نباید شغل داشته باشند و ترجیحاً اگر خارجی یا عامل بیگانه باشند، بهتر است! به همین دلیل است که امروز تلویزیون ترجیح می دهد سراغ کمدی نرود و اگر سراغ این ژانر نیز رفت، حداکثر برنامه های خودش را به کمدی تبدیل سازد تا اگر کسی هم ناراحت شد، عوامل خود صداوسیما باشند، نه جامعه پزشکان و روانپزشکان و معلمان و وکلا و... . تا زمانی که اشخاصی که ادعای نقد فیلم می کنند، تفاوت فیلم مستند و فیلم سینمایی را درک نکنند و متوجه نباشد هرچه در یک فیلم سینمایی ذکر می شود، لزوماً کپی واقعیت نیست، همین آش و همین کاسه است و عده ای اگر در فیلم سینمایی مسئله ای بیان شده که به زعمشان عین واقعیت نباشد، کارگردان را به هزار و یک مسئله متهم می کنند که نمونه آخرش نیز اصغر فرهادی است که همچون شورجه و ده نمکی و سلحشور و ابوالقاسم طالبی خودی نیست و تا آنجا که می توان باید مورد حمله قرارش داد.

 

 

در آخرین حرکت از این خط، باشگاه خبرنگاران تحت نظر آخوندی، معاون سیاسی صداوسیما، ادعا کرد اصغر فرهادی در فیلم «جدایی نادر از سیمین» برای فرقه بهاییت تبلیغ کرده و به تصویری اشاره کرد که بر روی میز ترمه(نقش دختر نادر و سیمین) در این فیلم قرار دارد. با اندکی و فقط اندکی توجه به تصویر مورد اشاره مشخص است که تصویر داخل متن، عکس چهره لئونادرو داوینچی است که خود این هنرمند کشیده است. اما وقتی قرار باشد به یک فیلم دروغ ببندند، تصویر داووینچی را رئیس فرقه بهاییت می بینند تا ادعا کنند این فیلم توسط صهیونیست ها حمایت می شود! البته با این کار یک خدمت بزرگ به بهاییان شد که در پی نسبت دادن هر چهره ای به خود برای تبلیغ شان هستند، و از این بابت بد نیست از اسرائیل، یک لوح تقدیر برای باشگاه خبرنگاران بابت این تبلیغ مجانی و بی جیره و مواجب بهاییت در رسانه های رسمی کشور فرستاده شود!

 

حقیقتاً اتفاقی تلخ است که باید تلاش کرد از فیلمی ایرانی که هم اکنون جهانی شده دفاع کرد تا در حالی که دنیا این فیلم را می ستاید، در ایران و وطن کارگردان مورد تخریب قرار نگیرد!

 


سرفصل سوم: تعیین تکلیف برای فرهادی


در این میان در شرایطی که هم تلاش می شود فیلم فرهادی در راستای سیاست های دشمن خوانده شود و هم اسکار و گلدن گلوب و سایر جشنواره ها و جوایز بین المللی سینمایی به جز جشنواره فجر مدیریت شده توسط صهیونیست ها یا آمریکا معرفی شود، خط سومی نیز شکل گرفته و آن امر و نهی به فرهادی و تعیین تکلیف برای اوست. در همین خصوص روزنامه مهرداد بذرپاش چندی پیش در مطلبی با اشاره به اینکه مارلون براندو بازیگر توانمند هالیوود برای دریافت دومین اسکارش برای نقش پدرخوانده، یک سرخپوست را روی صحنه فرستاده تا بیانیه ای در حمایت از سرخپوست ها و برخوردهای نژادپرستانه با این گروه قرائت کند اما مسئولان اسکار اجازه این کار را ندادند، به فرهادی با ادبیات خاص تکلیف کرد اقدام مشابهی انجام دهد تا نشان دهد آزاده است و مثل مارلون براندو آزاده و قهرمان است و «...و اگر این شجاعت را ندارد که آمریکا و صهیونیست‌ها را خطاب قرار دهد- چرا که صاحبان اسکار همان‌ها هستند- لااقل غیرت داشته باشد و «به‌طور کلی» ترور را در جهان محکوم کند...»!

 

 

روزنامه مذکور و رسانه هایی از همان جنس که چشمشان را بر روی حقیقت بسته اند، چند دروغ مشخص را نادیده گرفته اند. نخست آنکه مارلون براندو یکی از بی اخلاق ترین بازیگران هالیوود است و با صحنه های غیراخلاقی فیلم هایش می توان یک فیلم سینمایی ساخت و به عنوان نمونه در «آخرین تانگو در پاریس» قهرمان دوستان، بازیگر زن مقابل براندو حتی عنوان کرد از برخی صحنه های جنسی خبر نداشته و سر صحنه به او تجاوز شده است! به جز ویژگی غیراخلاقی بودن، براندو سه ویژگی دیگر نیز داشت، یکی پول پرست بودن است که برای نقش کوچک به واسطه اعتبارش رقم های سنگینی طلب می کرده است، دومی غرورش بوده که در «زنده باد زاپاتا» حاضر نبوده مقابل آنتونی کوئین (به واسطه آنکه کوئین هنوز آن شهرت بالا را نداشت) بازی کند! آخری ها هم انجام رفتارهای غیرمعمول برای «تابلو» شدن بود که یک بازیگر داخلی نیز در چند زمینه از او تقلید می کند.

 

در موضوع سرخپوستان نیز این بحث مطرح است که براندو با چنین وضع اخلاقی، همان حرکات نامتعارف مدنظرش بوده است و الا او می توانست برای اسکار اولش که برای بارانداز دریافت کرد، چنین حرکتی انجام بدهد. یادمان نرود براندو برای پایان دادن به تبعیض نژادی و بی‌عدالتی اجتماعی و برگرداندن حقوق سرخپوستان وارد جنبش «قانون مدنی» شد و اعانه جمع می‌کرد و پس از آن با حضور در فیلم «دربارانداز» (1954) و با کارگردانی الیاکازان، اولین اسکار خودش را کسب کرد اما خیلی ریلکس روی استج آمد و اسکار نخستش را دریافت کرد و درباره اسکار دومش یک سرخپوست را به جای خودش روی صحنه فرستاد.

 

 

دروغ دوم نیز این بود که ادعا شد به این زن سرخپوست اجازه داده نشده پیامش را بخواند، حال آنکه زن سرخپوست عنوان میکند به واسطه طولانی بودن پیامش، در یک برنامه جداگانه، این پیام را می خواند و در نهایت نیز با تشویق حاضران، روبرو می شود! و البته پس از این مراسم، برخلاف ادعای نویسندگان ضد فرهادی، براندو با تخریب های پیاپی و فشار در هالیوود مواجه نمی شود و مسیر بازیگری اش را ادامه می دهد.

 

در این زمینه باید چند موضوع اساسی را به آنهایی که هر روز برای فرهادی خط و نشان می کشند که باید در زمان دریافت جایزه، فلان صحبت را انجام بدهی، یادآوری کرد:

 

1- از نظر ما هم خوب است فرهادی ترور دانشمندان اتمی را محکوم کند اما در داخل کشور چه حمایتی جز تلاش برای بایکوت و لجن مال کردن فرهادی در رسانه ملی و رسانه های زیرمجموعه اش کرده اید که توقع دارید فرهادی حرف شما را روی استیج اسکار بزند؟ چطور تصور می کنید یک کارگردان را به هر وسیله ممکن تخریب کرده و در نهایت انتظار داشته باشید به ساز شمایی که ادعا می کنید در مسیر منافع کشور قلم می زنید، برقصد؟


2- چرا دیپلمات های ایرانی در صحنه های بین المللی دست هایشان را بالا نمی برند و شعار «Down with USA» نمی دهند؟ پاسخش روشن است، چون هر جایی ادبیات خاص خود را دارد و صحنه های هنری نیز ادبیات خاص خودش را دارد و نمی توان کاری که حتی دیپلمات ها و سیاسیون ایرانی که تکلیف شان است به واسطه عرف بین الملل انجام نمی دهند، از فرهادی توقع داشت. فرهادی در حد توانش دو بار در استیج و در مصاحبه بعد از دریافت جایزه از ملت ایران به عنوان مردمی «صلح دوست» یاد کرد و ابزار امیدواری کرد مردم ایران و دنیا هیچ گاه جنگی نبینند. در شرایط کنونی که اکثر رسانه های بین المللی در اختیار سرمایه داران آمریکایی ملت ایران را جنگ طلب و در تلاش برای ساخت بمب اتم معرفی می کنند، حرف های فرهادی مقابل میلیون ها بیننده در جهان، خدمت کمی به ایران و ایرانی بوده است؟

 

 

3- اگر قرار بر قیاس حرکت مارلون براندو با فرهادی باشد، هم باید این را ذکر کرد که اولاً جایزه اسکار برای براندو جایزه ای داخلی بوده و او در کن چنین حرکت اعتراض آمیزی را نداشته و در ثانی او به اتفاقی در مرزهای کشورش اعتراض کرده است که با این حساب می توان مشابه آن اعتراض فرهادی در جشن خانه سینما یا جشنواره فجر نسبت به یک واقعه داخل کشور تشبیه کرد و توقع داشت مثلاً فرهادی در جشنواره بعدی فجر، فرهادی به نوع برخورد با خانه سینما اعتراض کرده و سیمرغ دریافت نکند تا حرکتی عیناً مشابه براندو را انجام داده باشد! حال اگر توقع می رود فرهادی در عرصه بین الملل و حرکتی بدون شباهت به براندو و در اعتراض به آمریکا و اسرائیلانجام بدهد، باید اجازه داد او اسکار نخستش را دریافت کند و همچون براندو هرگاه نوبت دریافت اسکار دومش شد، اعتراض خود را با رونویسی از دستور آقایان انجام دهد و نشان دهد از اقدام براندوی "قهرمان" درس گرفته است.

 

4- حقیقتاً اگر همین جایزه اسکار را که هیچ، حتی نامزدی بین 5 فیلم نامزد یک جایزه بین المللی غیرایرانی دیگر که اعتبارش ده درصد اسکار نیست، نصیب یکی از ساخته های بحرانی، شمقدری، سجادپور، شورجه و یا ده نمکی می شد، این گروه خودشان را نمی کشتند که «آی مردم، دنیا مقابل تعهد و توانمندی کارگردانان ایرانی به نشانه تواضع سر خم کرد» و این کارگردان خودی، قهرمان ملی است؟ چرا حتی توفیقات بین المللی فرهنگی که زیرسوال بردن اعتبارش به جوک شبیه است، انجام می دهند تا نشان دهند حتی موفقیت به شرطی ارزشمند است که خودی بود؟ آیا تصور می کنند با چنین رویکرد نخبه سوزی، می توان بر سینمای جهان تسلط یافت؟

 

Download FlashPlayer to see this player.
ویدیو پس از بارگذاری مشاهده نمایید

به اشتراک بگذارید:

نظرات (46)
 زنده باد فرهادی.
هر کسی متناسب با جایگاهش باید حرف بزنه.
صحبت کوتاهش تو گلدن گلوپ عالـــــــــی بود.
شناسه: 8457
علی
14 بهمن 1390 ساعت 13:00
8
264
 بازتاب جان بزار مخالفان هرچی دلشون خواست بگن
با این کارها و این حرف های بی منطق و این باکوت کردن های سیما به هیچ وجه ارزش کاری فرهادی بین ما مردم نتنها کمتر نمیشه بلکه بیشتر و عزیزتر هم میشه
شناسه: 8478
بدون نام
14 بهمن 1390 ساعت 14:13
2
129
 جناب اقای فرهادی . مثل شما مثل قران است که می فرماید
بسم الله الرحمن الرحیم
قُلِ اللَّهُمَّ مَالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْکَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلَىَ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿۲۶﴾
بگو بار خدایا تویى که فرمانفرمایى هر آن کس را که خواهى فرمانروایى بخشى و از هر که خواهى فرمانروایى را باز ستانى و هر که را خواهى عزت بخشى و هر که را خواهى خوار گردانى همه خوبیها به دست توست و تو بر هر چیز توانایى (۲۶)

یقیننا با نینی خیر خواهانه فیلمت را شروع نموده و به پایان رساندی که در اوج کم لطفی عده ای از هم میهنانت به این درجه از عزت اجتماعی دست یافتی

برد کشتی انجا که خواهد خدا
اگر جا معه بر کند نا خدا

خدا را شاکر باشید و از این بابت شکر گذار
شناسه: 8479
مرتضایی
14 بهمن 1390 ساعت 14:13
2
133
 حرف ضد اسلامی بودن این فیلم اینقدر مسخرس که از دهن افرادی مثل سلحشور و شمقدری و بقیه می تونه در بیاد. واقعا اینکه بگیم دروغ بده حرف ضد اسلامیه؟ اینکه حرمت پدر و مادرتون رو نگهدارید ضد اسلامیه؟ توی این سی و سه سال توی کدوم فیلم اینقدر دیده باشید که یه پسر اینطوری حرمت پدرش رو نگه میداره؟ حتما توی فیلم های سلحشور و دهنمکی ؟
شناسه: 8490
بدون نام
14 بهمن 1390 ساعت 14:31
2
104
 آخیش!
شناسه: 8492
سینا صفوی
14 بهمن 1390 ساعت 14:35
0
46
 بسیار متن زیبا ، منطقی ، و روشنگری بود از نویسنده آن کمال تشکر را دارم و برای تخریب کنندگان آقای فرهادی هم واقعاً متاسفم
شناسه: 8493
حسین
14 بهمن 1390 ساعت 14:38
1
87
 اینا به نظر من کورن. فیلم آقای فرهادی یه فیلم ارزشی و اخلاقی نمیدونم اینا چشون شده. بابا شماها باید میلیاردها خرج میکردید که هیچ وقت هم نمی تونستید بسازید که بتونه بره اسکار اونجا حرام و حلال و محبت به پدر و فرزند تبلیغ کنه اونوقت اومدین دارید این فیلم خراب میکنید تو کشور ما خیلی ارزشها رو فقط به خاطر لج بازی و باند بازی دارن خراب میکن و دود همه اینا به چشم اسلام و ایران میره
شناسه: 8503
احسان
14 بهمن 1390 ساعت 15:09
0
65
 انصافا از تحلیلت لذت بردم بازتاب جان. خوب نوشتی! مخصوصا نخبه سوزی که دقیقا در همه زمینه ها همین طور قدم بر می داریم متاسفانه
شناسه: 8506
بدون نام
14 بهمن 1390 ساعت 15:30
0
56
 خیلی خیلی عالی بود ...
شناسه: 8507
بدون نام
14 بهمن 1390 ساعت 15:36
1
36
 منظور فرهادی از انتخاب نام نادر نشان دادن ماهیت سلطنت طلبانه اش بوده و حکمآ نام سیمین را بیاد شاعره نما ! سیمین بهبهانی برگزیده والا چرا نا فیلمش را مثلا جدایی فرج نگذاشته. جای جای سکانس های این فیلم در حال سیگنال دهی به دشمن است که زبانم لال پس از بردن اسکار برادر فراستی روشنگری خواهند فرمود. جهت مزاح عرض شد وگرنه تاریخ سینما در آینده سر تعظیم فر خواهد آورد در برابر فرهادی ها که متاسفانه در بستر تنگ نظری ها و کاسه داغ تر از آش شدن ها بسیار انگشت شمارند.
شناسه: 8509
شرمنده
14 بهمن 1390 ساعت 15:37
0
44
 اکثر این مثلا نقدها و شبه تحلیلها که برادران مخالف فرهادی می نویسند فاقد هرگونه منطق استدلالی هنری و علمی است جز کینه جویی حسادت نفرت جیز دیگری نیست ....... البته این جنان کوه است و فعل ما صدا باز می اید صداها را ندا . در همین جهان انشالله رسوایی مدعیان را خواهیم دید
شناسه: 8514
بدون نام
14 بهمن 1390 ساعت 15:51
0
45
 احسنت فواد جان! بسیار خوب بید
شناسه: 8516
بدون نام
14 بهمن 1390 ساعت 16:00
0
41
 انصافا حالا خودتونو بزارید جای فرهادی
ترجیح نمیدادید از کشور برید و با خیال راحت کارتون رو ادامه بدید؟
هر چند خواسته این جماعت که اینقدر فشار میارن در نهایت همین فرار فرهادی از میهنه
شناسه: 8546
بدون نام
14 بهمن 1390 ساعت 18:01
0
27
 بارتاب !جون مادرت ول کن دیگه .همش جدایی................. البته اگه سانسور نکنی
شناسه: 8547
بدون نام
14 بهمن 1390 ساعت 18:03
48
5
 تحلیل عالی بود ، آقای فراستی شما میتونستی بگی به نظر من جایزه سیاسیه ولی اینکه میگی دوستان کله پا نشن نشان از کینه و حسادت داره
شناسه: 8570
بدون نام
14 بهمن 1390 ساعت 19:07
0
31
 بالا بردن کرکره فیلم جدایی نادر برای پایین آوردن کرکره همان فیلمی است که معادلات آمریکا در ایران را به هم ریخته و فروشش بیشتر از جدایی نادر بوده
شناسه: 8603
بدون نام
14 بهمن 1390 ساعت 20:04
65
3
 به حضرت فراستی باید گفت اگر مردی و شهامت داری جشنواره فجر رو نقد کن که از سر تا پا سیاسی، از انتخاب داور تا انتخاب فیلم، ثانیا انتخاب خود آقای فراستی برای برنامه ی هفت بین این همه منتقد یک گزینش صد در صد سیاسی
شناسه: 8615
بدون نام
14 بهمن 1390 ساعت 20:25
1
55
 به امید خدا که آقای فرهادی اسکار را خواهد گرفت.
اما این خط و این هم نشان
همین آقایان که امروز برای فرهادی سنگ اندازی میکنند و خط و نشان میکشند در هنگام لزوم( مثلا اتخابات) دریافت جایزه اسکار را یکی از افتخارات مدیریت خود به نام خواهند زد.
شناسه: 8629
بدون نام
14 بهمن 1390 ساعت 21:20
0
26
 سنگ بدگوهر اگر کاسه زرین بشکست
قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود
شناسه: 8631
بدون نام
14 بهمن 1390 ساعت 21:31
0
20
 احتمالا از نظر اقایان اهنگ " تو که چشمات خیلی قشنگه" به خاطر استفاده از ان در اخراجی ها 3 کاملا انقلابی است
شناسه: 8634
بدون نام
14 بهمن 1390 ساعت 21:41
0
33
 بنده خدا آقا ی فراستی بد جور ضد حال خورده هرکار می کنه فرهادی روبکوبه باز کم می آره..اشکال نداره خودتو خالی کن آقای فراستی یه کم خنده برای بیننده ها خوبه...
شناسه: 8687
بدون نام
15 بهمن 1390 ساعت 00:34
0
34
 عالی عالی عالی
شناسه: 8692
شفیعی
15 بهمن 1390 ساعت 01:05
0
22
 با متن شما کاملا موافقم و از صحبت کوتاه فرهادی روی استیج هم لذت بردم. تحلیل خوبی بود اما در اینکه جدایی حرفی برای گفتن و هنری ورای دیگر فیلمهای ایرانی نداشت شک نیست. علنا بگویم که ...هستم اما واقعا نفهمیدم بار حرفه ای و هنری جدایی کجایش بود که مثلا یه حبه قند یا به رنگ ارغوان یا غیره فاقد آن بود؟
شناسه: 8700
حامد
15 بهمن 1390 ساعت 02:53
34
4
 نویسنده محترم بسیار زیبا نوشتی و روشنگری به حقی از این کارگردان مظلوم کردی
شناسه: 8718
حسین
15 بهمن 1390 ساعت 07:53
0
19
 آفرین به این منطق ... حضّی که از خواندن این متن بردم قابل وصف نیست جدا دمتون گرم
شناسه: 8724
مرتضی
15 بهمن 1390 ساعت 08:15
0
17
 از نظر اینان هدف وسیله را توجیه می کند
اینان پیرو مکتب ماکیاولی نیستند؟
شناسه: 8725
بدون نام
15 بهمن 1390 ساعت 08:16
0
20
 به جای کلمه "استیج" می توان کلمه آشنای"صحنه" را بکار برد.
"صحنه اسکار"
شناسه: 8735
چغاد
15 بهمن 1390 ساعت 08:57
0
12
 مهم اون یک جمله فرهادی بود که اشک میلیونها ایرانی در آورد..
مردم من صلح طلب و مهربانند..
فرهادی عزیز دوستتداریم..
شناسه: 8743
بدون نام
15 بهمن 1390 ساعت 09:12
0
13
 می دونم این نظر و نمیزادین.. ولی بزار بگم که ما ....مون هم رنگ و بوی سیاست گرفته..
شناسه: 8744
بدون نام
15 بهمن 1390 ساعت 09:13
0
14
 نوشته قشنگی بود و امیدوارم این فیلم هر دو تا اسکار رو ببره

ولی اون قسمت راجع به مارلون براندو بی انصافی بود! بازیگر بزرگ و دوست داشتنیه... حالا مگه مطلب روزنامه بذرپاش ارزش اینو داره که به خاطرش براندو رو با خاک یکسان کنی؟!
شناسه: 8753
بدون نام
15 بهمن 1390 ساعت 09:44
6
3
 شما مثل کبک سرتونو کردین زیر برف واقعا فیلمی که داره تو سرزمینهای اشغالی اکران میشه قابل دفاعه فرهادی نباید با اکران مخالفت میکرد؟
شناسه: 8772
محمد
15 بهمن 1390 ساعت 10:17
42
3
 دوستان سلام
لطف کنید روی این لینک کلیک کنید.
و در صفحه رای گیری در دو قسمت
Foreign language FILM
Writing ( original Screenplay)
به A separation رای بدهید.
این کمترین کاری است که برای هنرمند خوب مون میتونیم انجام بدیم.
http://movies.yahoo.com/oscars/nominees/
شناسه: 8801
سعید
15 بهمن 1390 ساعت 11:04
1
9
 حسد عزیزان، حسد یکی از سه عامل اصلی گناهان بزرگ است (دو دیگر: کبر و حرص). چرا چشم دیدن موفقیت بزرگ دیگران را نداریم؟ آیا جز حسد عامل دیگری هم هست؟
شناسه: 8820
بدون نام
15 بهمن 1390 ساعت 11:31
4
17
 آخه بی انصافهای ترسو!! که هیچ وقت پیام آدمو منتشر نمیکنین! مثلا چه تاجی به سر ده نمکی زدن که انقدر حرصتون گرفته؟ ده نمکی کم اذیت نشده جیگر جان از فروش میلیاردیش حرصتون گرفته خودتونو کشتین
شناسه: 8893
بدون نام
15 بهمن 1390 ساعت 13:22
38
6
 عزیزی که از مظلومیت ده نمکی ناله می کنی!!! به تاج هایی که بر سر ده نمکی گذاشتند اینها هستند: 1- بازدیدهای مکرر وزیرارشاد و معاون سینمایی از ساخت سه گانه احمقانه اخراجی ها 2- اختصاص دوبرابر سالن های سینمایی در تهران و شهرستان ها نسبت به جدایی نادر از سمین 3- پخش اخراجی های 3 از شبکه نمایش در روز هایی که جدایی نادر از سمین همه جایزه ها رو می برد 4- عضو شدن ده نمکی ....در هیئت رییسه سازمان سینمایی کشور 5- عدم اعمال قانون ممیزی در مورد اخراجی ها. اگه کافی نیست باز هم بگم.
شناسه: 9020
سعید
15 بهمن 1390 ساعت 17:27
3
21
 مثل 8772 مثل بز اخفش است که هرچه مربی‌اش می‌گوید فقط سر تکان میدهد!
شناسه: 9021
بدون نام
15 بهمن 1390 ساعت 17:28
1
7
 البته یک تهمت دیگر هم بود که فراستی در برنامه هفت گفت: فراستی فرمود: «خود مسئولین اسکار گفتند ما به این خاطر این فیلم رو تو بخش فیلمنامه هم نامزد کردیم که تو ایران یه بار ساختش توقیف شده بود.» من این ادعای مسخره و دروغ رو هیچ کجا پیدا نکردم. چه انگلیسی چه فارسی.
شناسه: 9035
سعید
15 بهمن 1390 ساعت 17:50
2
20
 .........................هرکسی بر طینت خود خوکند؟؟؟؟؟؟؟
شناسه: 9098
sasan
15 بهمن 1390 ساعت 20:38
2
8
 بازتاب عزیز .آی گل گفتی آی گل گفتی .ایشالله فیلم فرهادی جایزه اسکار میگیره و بقول بعضی ها آب مبریزه اونجائی که می سوزه.
شناسه: 9251
هرمز
16 بهمن 1390 ساعت 09:07
1
12
 فرهادی عزیز نون هنرشو می خوره و آقای فراستی شما نون چیو می خوری؟
شناسه: 9644
بدون نام
16 بهمن 1390 ساعت 19:30
3
12
 baztabe aziz haghan name farhangi barazande nevisande ast.drod
شناسه: 9846
ali
17 بهمن 1390 ساعت 02:36
0
2
 مسئله خنده دار اینه که آفای فراستی و همراهانش در فرآیند روشنفکر کشی( مثل نحبه کشی یا همون نخبه سوزی خودتون) همیشه می گفتند جشنواره کن فرانسه فلان و بهمان است و جایزه هاش سیاسی است ولی اسکار جایزه هاش حرفه ای است و بر اساس لیاقت های سینمایی جایزه می دهند. حالا که فرهادی کاندید اسکار شده ، نظر این برادران عوض شده و اسکار هم سیاسی شده. حالا اگه اخراجی ها کاند شده بود باید میدیدم نظر ایشون چی هست.
شناسه: 10590
بهمن
18 بهمن 1390 ساعت 11:03
0
6
 عالی بود، با منطق و جرأت بسیااااااار زیبایی نوشته بودین
درود بر تمام صادقین
شناسه: 10943
بدون نام
18 بهمن 1390 ساعت 22:09
0
2
 درود بر فرهادی
شناسه: 10964
دوست
18 بهمن 1390 ساعت 22:50
0
3
 احسنت
شناسه: 12769
خاتون ایرانی
2 اسفند 1390 ساعت 13:25
0
0
 این مقاله سطحی ترین و نازل ترین حرف های مخالفانش را برداشته و علم کرده... ادعای تبلیغ بهائیت (که بسیار سخیف است)، اینکه گلشیفته بازیگر فرهادی بوده و حالا برهنه شده پس فیلم فرهادی بد است!!! (استدلال مزخرف تر از این نمی شد).. نقل قول از مسعود فراستی بسیار ناقص است. صحبت 30دقیقه ای فراستی رو اگه گوش کنید بسیار منطقی حرف می زنه (البته لزوما با همش موافق نیستم).. یا مثلا اومده از مفاسد اخلاقی براندو گفته!! که چی؟..
ما نه می گیم اصغر فرهادی اپوزیسیونه، نه اینکه فیلمش از نظر تکنیک و ساخت ضعیفه و مثلا با زدوبند جایزه گرفته، اتفاقا فرهادی مورد تحسین خیلی از ماست، نه از او انتظار داریم که بره اون بالا رو استیج و تظاهرات سیاسی راه بندازه، نه انتظار داریم فیلم بسازه و حرفای ما رو توش بزنه..
ما فقط می گیم اسکار سیاسی است.. همین. و فقط انسان های ساده انگار (مثل نویسنده محترم این مقاله) هستند که سیاسی رو به معنای زدوبند تلقی می کنند.
جدایی فیلم خوش ساختی است و قطعا لیاقت اسکار را دارد اما اسکار سیاسی است..
شاید اگه این مقاله رو بخونید یه خورده با من موافق باشید..
http://dardvareh.ir/blog/1391/01/%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA/
شناسه: 25597
عرفان
17 فروردین 1391 ساعت 10:04
0
0
ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
* متن نظر:
  

آخرین اخبار

عدالت به شیوه عمر و عثمان؟!

مجلسی ها خودشان را بیمه جهنم کردند

مهدی خرم دل