كد مطلب: 1456
تاريخ انتشار: 8 بهمن 1390 ساعت 12:12

پروفسور فرهاد دانشجو:عروسک کسی نیستم

نه در طیف هاشمی هستم، نه در طیف احمدی نژاد / یک دستم در دست هاشمی است، دیگری در دست احمدی نژاد / ساختار و تشکیلات دانشگاه آزاد باید تغییر کند / نگاه من نگاه دولت نیست / اگر احمدی نژاد مخالف بود به جای ۲۴ رای، ۲۳ رای می آوردم / نه من میروم، نه هاشمی

«بازتاب»؛ فرهاد دانشجو گفت و گویی با روزنامه روزگار انجام داده که حاوی نکات جالبی است. او که شان علمی خود را در این مطلب پرفسور تلقی کرده، ضمن آنکه تلاش کرده عدم پذیرشش توسط هاشمی کمرنگ شود و خود را فراجناحی جلوه دهد، سرنوشت خودش را به سرنوشت هاشمی گره زده و با ادبیاتی مودبانه تر از برادرش در خصوص رئیس هیات امنای دانشگاه همان مواضع را به نوعی دیگر تکرار کرده است. بخش جالبی از گفت و گوی این چهره واجد اعتماد به نفس بالا که به یک باره حال اقوامش خوب شد و بنابرادعای خودش به تکلیف برخی علما و بزرگان کاندیدا شده، در ادامه می آید:

- در خصوص تغییر رئیس دانشگاه من هفت هشت ماه است که در جریان هستم و تا آنجایی که یادم می آید کسی در این باره با من صحبت  نکرده است.

- روزی که من از دانشگاه تربیت مدرس خداحافظی کردم، برادران من بسیار درگیر کارهای اجرایی بودند و حس کردیم یکی از ما باید بیشتر به پدر و مادرمان برسیم، هر دو با هم دچار کسالت شده بودند و من  صرفاً به دلیل رسیدگی به پدر و مادر دانشگاه تربیت مدرس را رها کردم. برای کسانی که مسائل اخلاقی جایگاه یک ندارد شاید قبول این قضیه کمی سخت باشد ولی برای کسانی که پدر و مادرشان را خیلی دوست دارند، قبول این مساله خیلی سخت نیست. و الحمدلله گویا همین رسیدگی و مراقبت و پشتیبانی روحی یک  مرتبه وضعیت جسمی آنها را بسیار بهبود بخشید.

- به آیت الله (هاشمی) گفتم رزومه 10 روز قبل ارسال شده و به دست شما هم رسیده و الان من آمادگی کاندیدا شدن دارم، اگر شما مخالفید بگویید کاندیدا نشوم. ایشان عنوان کردند مخالف کاندیداتوری من یا هر کس دیگری نیستند اما احتمالاً کاندیدا کس دیگری باشد. نگفتند قطعاً، گفتند مشورتی باید بکنند و تصمیمشان را بعداً میگیرند ولی مخالف کاندیداتوری نیستند. من اضافه کردم برای من خیلی مهم است که سیدحسن هم مخالف نباشند، اگر ایشان هم مخالف هستند بگویید تا من کاندیدا نشوم! ایشان گفتند سیدحسن هم در این مساله نظرشان با نظر من یکسان است، بنابراین به احتمال قوی ایشان هم مخالف نیستند. بنابراین یک اجماع صورت گرفت و آن اجماع این بود که در کل اعضای هیات امنا هیچ کس مخالف کاندیداتوری من نبود، پس اجماع اتفاق افتاد!

- بزرگانی (علمایی) هم بودند که به من می گفتند فضا را خالی نگذار و خودت را در معرض انتخاب قرار بده.


- آقای هاشمی را هم من از ابتدای نظام جمهوری اسلامی تا قبل از سال ۸۸ بسیار انسان والا و بزرگ و یکی از ستونهای انقلاب می دانستم و بعدش هم گل ههایی داریم دیگر. شاید، مثلا تفاوت یک آدم میانه رو با آدم تندرو این است که به این سرعت تصمیم گیری نمی کند. آدم میانه رویی مثل من به هر صورت می گوید من سوال هایی دارم که بی پاسخ مانده است.

- اگر یک آدم میانه رو بین آقای هاشمی و احمدی نژاد قرار نمی گرفت میانه رو نبود، در یک طیف قرار
می گرفت. چون میانه رو هستم دقیقاً بین آنها هستم. یعنی نه در طیف آقای هاشمی هستم، نه در طیف آقای احمدی نژاد، بنابراین میانه رو هستم، لذا جای خیلی خوبی است. هم از امکانات و توان مدیریتی که آیت الله هاشمی دارند استفاده خواهیم کرد، هم از توان و امکانات دولت...

- اگر من مسوول امضای حکمی بودم در ماه صفر این کار را نمی کردم. صبر می کردم این ماه تمام بشود و فکر میکنم ماه ربیع الاول که آغازش را تبریک می گویم بهتر باشد برای صدور حکم. حالا بعضیها که مثل ما به جنبه ای دیگری از قضیه هم نگاه می کنیم خدا خدا می کنیم که این اتفاق نیفتد. به هر دلیلی بوده خوب بوده و فکر هم می کنم تا سه شنبه این هفته یا هفته دیگر بخورد.

- اگر امضا نشود، به هر صورت نظام جمهوری اسلامی برای اینکه تصمیمات قانونی اش را اعمال کند مسیری دارد دیگر، آن مسیر طی میشود و بعد حکم می خورد.

- سیدحسن دو سه بار به من گفت که من به شما رای میدهم! و فکر میکنم رای ندادن ایشان جنبه احترام داشت! یعنی فکر نمی‌کنم رای سیدحسن،‌رای فرد دیگری باشد یامی‌خواسته به کس دیگری رای بدهد و به خاطر احترام به حضرت آیت الله هاشمی، چون ایشان انقلتی در خصوص نحوه رای‌گیری داشتند، سید حسن هم نظرشان این بود انقلت حل شود بعد. اما بر اساس چیزی که در جلسه به من گفتند، تصورم این است که ایشان موافق هستند و اگر رای میدادند، به من رای میدادند. درباره نحوه هم به نظر من نحوه خوبی بود. هیات امنایی که افرادش همه دارای حق رای هستند. فضای اطاعت محض و غیرواقعی نبود و فضایی بود که قانون این افراد را برای ایجاد آن فضا گذاشته و هر کس نظر خودش را میدهد و فکر میکنم آن جلسه خیلی خوب نشان داد که هر کس دارای حق رای است. در سیستمهای آکادمیک مدیریت تک نفره نیست، مدیریت جمعی است.

- اعتقاد دارم خیلیها دوست دارند فضای دانشگاه آزاد را یک فضای سیاسی نشان بدهند. اعتقاد دارم
برخی افرادی که برای ۲۹ سال، 30 سال در دانشگاه آزاد مسوولیت داشتند، شاید کم علاقه نداشته باشند که بگویند انتخاب سیاسی بوده، ولی واقعاً این جوری نبوده است، این یک فرآیند آکادمیک بوده...


- سوال؛ سه نفر هم با نظر ایشان موافق بوده اند، طرف دیگر آقای احمدی نژاد است که از وقتی سر کار آمده معتقد است این مجموعه باید اصلاح شود و راه اصلاح تعویض کردن مدیر مجموعه است،  درست است؟

دانشجو: اینها نظرات شماست.

سوال: مجموعه دولت بارها این را مطرح کرد ه‌اند.

دانشجو: من نه دیده ام نه شنیده ام!

- ببخشید شما آدمها را عروسک فرض می‌کنید و این توهین به شان آدمهای آنجاست. من به عنوان یک پروفسور عروسک هیچ کس نیستم. نه هاشمی، نه احمدی نژاد، نه وزیر علوم، نه وزیر بهداشت، نه هیچ کس، و آن طور که من دیدم در جلسه بقیه اعضا هم اینطور نیستند، حتی اعضای هیات دولت هم عروسک دولت نیستند، یعنی وزیر هر چیز که نظر دولت باشد در هیات امنا بگوید ای نجور نیست. هم رئیس دولت از وزیرش چنین چیزی نمیخواهد، هم وزیر، وزیری نیست که در جلسه به چیزی که اعتقاد ندارد رای بدهد.

- رای به رئیس هیات امنا در یک بسته ای ارائه شد و در آن بسته یکی از اعضا اعلام کردند آماده هستند که رای بدهند مشروط به سه دلیل. طالبی هم مطرح و مصوباً با هم تصویب شد و نوارش هم موجود است. آن بسته با هم تصویب شد و طبیعتاً  نباید هیچ کدام از آن مصوبات مخدوش باشد و من شخصا هیچ شبه های در انتخاب رئیس دانشگاه و رئیس هیات امنا نمیبینم. هر دو انتخاب شدند، هستند و خواهند بود! ... هیات امنا میتواند فردا جلسه بگذارد و رایش را از من پس بگیرد. درباره رئیس هیات امنا هم همی نطور. اعضای هیات امنا میتوانند هر موقع صلاح دیدند جلسه بگذارند و این روسا را عوض کنند ولی فضای کلی جلسات احترام به رئیس دانشگاه و رئیس هیات امناست و فکر  میکنم این برداشت کلی موجود است.

به اشتراک بگذارید:

نظرات (20)
 اولاً که «سید حسن» یعنی چی؟ اگر کسی خودشان را فرهاد و رییس و مرادشان را محمود خطاب کند، این‌ها حوششان می‌آید؟!
ثانیاً پیشنهاد می‌کنم ایشان همچنان مسؤولیت اجرایی نپذیرند. چون در این صورت دوباره نمی‌توانند به پدر و مادرمان برسند و بدون رسیدگی و مراقبت و پشتیبانی روحی، ممکن است یک مرتبه وضعیت جسمی آنها دوباره به هم بریزد.
ثالثاً که طراح لباس و دوخت برای پوشاندن دم خروس موجود است!
شناسه: 5744
بدون نام
8 بهمن 1390 ساعت 13:33
2
106
 فک کن طرف یک دست در دست ریشه فتنه اس ( ایت ا.. هاشمی ) دست دیگه اش در دست جریان انحرافی چی میشه واقعا ؟؟؟؟؟ایشون اصلا هم نگاهش به دولت نیست خودش هم گفت ما هم باور می کنیم شما هم باور کنید اصلا همه باور کنید
شناسه: 5747
بدون نام
8 بهمن 1390 ساعت 13:42
3
51
 من در تعجبم که در این کشور با این همه خروجی نخبه هیچکس جز برادر وزیر علوم توانایی اداره کردن دانشگاه را ندارد اینها اداره کشور را با ... اشتباه گرفته اند...
شناسه: 5751
آرمین کوشا
8 بهمن 1390 ساعت 13:49
2
74
 توصیه می شود جناب پروفسور جهت تغییر ذایقه یک نوشابه خانواده برای خود باز کنند. طرف جایزه نوبل برده ولی هنوز با 80 سال سن او را با اسم کوچک صدا می کنند نه پروفسور. حکایت درخت و میزان میوه اش همواره به جاست.
فواد عزیز لطفا حدف نکنید. متشکرم!
شناسه: 5756
بدون نام
8 بهمن 1390 ساعت 14:03
2
64
 عمدا اینقدر غلط تایپی داره یا سهوا؟
شناسه: 5757
بدون نام
8 بهمن 1390 ساعت 14:04
1
19
 از این اقا خوشم امد درباره حاج حسن اقا خیلی خوب احترام کرده. این سید حسن گفتنش هم اصلا جنبه بی ادبی ندارد با اهل بیت امام همه مثل برادرشان سخن می گویند
شناسه: 5764
بدون نام
8 بهمن 1390 ساعت 14:14
23
7
 خیلی جالب است. برادران دانشجو (خسرو ، فرهاد ، کامران ) و همشیره مکرمه شان همه متولد قبل از انقلاب هستند و خیلی هم مذهبی نمائی می کنند ( حتی در همین مصاحبه ). چگونه است که یک خانواده مذهبی اسم هیچکدام از 4 فرزندانشان مذهبی نیست؟ من با این اسامی البته مشکلی ندارم ولی شما یک خانواده متشرع پیدا نمی کنید که اسم تمام فرزندانشان غیرمذهبی باشد. دوستان سمبل کامل ... هستند. ضمنا با توجه به سنشان در زمان جنگ می توانسته اند در جبهه بوده باشند. می شود لطفا سوابق جبهه ای شان را هم به اطلاع امت شهیدپرور برسانند؟
شناسه: 5771
بدون نام
8 بهمن 1390 ساعت 14:31
1
33
 فرهاد: من به اکبر گفتم که سیدحسن باید موافق باشه. اکبر هم گفت محمود که با تو موافقه بسه دیگه. کامی تک زد: گفت فری خیلی زاغارت شد. چقدر تو خزی پسر....

این چه ادبیاتیه آقای پرفسور دانشجو. پسرخالتو که صدا نمی زنی. دوست صمیمی هم که نیستین بگیم اینجوری حرف می زنین.
شناسه: 5784
بدون نام
8 بهمن 1390 ساعت 15:05
1
29
 همه چی آرومه ..................
شناسه: 5788
بدون نام
8 بهمن 1390 ساعت 15:21
1
7
 به نظرم پروفسور و خوب اومدین:)!
شناسه: 5790
بدون نام
8 بهمن 1390 ساعت 15:27
2
16
 به نظر من اون نوشابه خانواده را باز نکنند بهتره ضمنا اگر حال ابوی و مادر گرامیشان باز بد شد چی
شناسه: 5797
بدون نام
8 بهمن 1390 ساعت 15:44
1
17
 فرهاد،خسرو،کامران؛ پررنگ بودن اسامی قبل ازاسلام دراین خانواده بیانگرچه می باشد.لطفایکی ازبرادران دانشجو که امروزه خیلی هم خودرامذهبی نشان می دهند پاسخ دهند
شناسه: 5818
بدون نام
8 بهمن 1390 ساعت 16:28
2
19
 سید حسن خمینی چون به ایشون رای ندادند پس به احترام آقای هاشمی بوده اما رفقای دولت که تو وزارتخانه شان هم امنیت شغلی و اعتباری ندارند و اگر چپ بروند از سنگال سر در می آورند رأی شون از سر تدبر بوده نه تبعیت محض!!!!
پروفسورهای دولت هیچکدام عروسک دست دکتر نیستند؟
خوبیش اینه که خودشون هم می دونند چی هستند همون رو..
شناسه: 5843
سینا صفوی
8 بهمن 1390 ساعت 17:45
1
15
 جواب دوستانی که نگران اسامی این خانواده هستند!
اصولا مسلمانان با نام کامران و خسرو و جمشید و اسفندیار ! تو دولت مهر ورز .. ملی امری طبیعی است!
ضمن اینکه اینجوری اگر بخواهی ..
شناسه: 5852
بدون نام
8 بهمن 1390 ساعت 17:53
1
5
 برادران محترم لطفاخودشون رو ناراحت نکنند. اسفندیار و خسرو کامران و فرهاد و شهناز و مهناز اگر از رابطین و وابسته گان درجه دهم اصلاحات باشه ایراد داره برای آقایون نماد ایرانیت. مکتب ایرانی و... است
شناسه: 5880
بدون نام
8 بهمن 1390 ساعت 19:15
1
16
 پیشنهاد میکنم این اقا هم مانند اون اقایی که نامش را ازخسرو به روح اله تغییرداد نامش را از فرهاد به عین اله تغییر دهد
شناسه: 5897
اشنای خوشنویس
8 بهمن 1390 ساعت 19:58
1
26
 این پیشکشها برای افراد خانواده از برکت انتخابات 88 میباشد
شناسه: 5941
بدون نام
8 بهمن 1390 ساعت 22:26
0
1
 خداییش تایید کردی ولی لت وپارش کردی و تایید کردی!
به من چه یکی عاشق شده آخه؟
شناسه: 5986
سینا صفوی
9 بهمن 1390 ساعت 01:07
0
0
 فرهاد...از شفای ناگهانی مادر نیازمند به مراقبتتان بسی خرسند گشتیم.همانا تو پروفسوری و رفیقت هم دکتر.....والا با این نوناشون
شناسه: 5994
محسن
9 بهمن 1390 ساعت 01:48
0
2
 سال 88 که به دانشگاه تربیت مدرس آمدم آقای دانشجو که رئیس دانشگاه بود همه جا اعلام کرد که استعفا می کند چون برادرش وزیر علوم شده و کسی نیست که از مادرشان مراقبت کند. البته بلافاصله بعد از استعفا عضو هیئت امنای دانشگاه آزاد شدو الان هم رئیس! کاش ایشان حداقل کمی صداقت داشتند و دلیل واقعی استعفا از تربیت مدرس را می گفتند.
شناسه: 6049
امید
9 بهمن 1390 ساعت 10:43
0
3
ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
* متن نظر:
  

آخرین اخبار

عدالت به شیوه عمر و عثمان؟!

مجلسی ها خودشان را بیمه جهنم کردند

مهدی خرم دل