كد مطلب: 1347
تاريخ انتشار: 9 بهمن 1390 ساعت 09:28

سخنی با وزیر کشتی گیر

سکته بعدی در راه است!

فواد صادقی

جناب حسینی وزیر اقتصاد کشور که پس از چندهفته سکوت این روزها مقابل دوربین زیاد ظاهر می شود در تازه ترین گفتگوی تلویزیونی خود از منتقدان خواست تا بجای زدن پیامک وافزودن بر التهاب بازار به وی راهکار ارائه کنند.

این چهره ورزشی کابینه که سابقه فعالیت در رشته کشتی را داشته و با این وجود در مبارزه حفظ ارزش پول ملی موفق نبوده است در این گفتگو بارها مانند جلسه رای اعتماد قصورش را پذیرفت اما تاکید کرد که آماده شنیدن انتقادات سازنده وپیشنهادات است از این رو شاید خواندن متن زیر برای وی خالی از فایده نباشد.

 

 اگر شنونده اخبار صداوسیما باشید، حتما هر روز اخبار و گزارشهای متعددی درباره بحران اقتصادی در غرب، واکنش و استعفای مسئولان، نگرانی کارشناسان، نتایج بررسی های نهادهای علمی، نوسانات بازار ، تجمعات اعتراض آمیز مردم و اعتصابات سراسری می  شنوید.


اگرچه ممکن است این حجم مطالب با این غلظت تا حدودی بزرگنمایی و سیاهنمایی مسئولان رسانه ملی نسبت به سایر کشورهای جهان باشد، اما تا حدی نیز واقعیت دارد و مجموعه جامعه در کشورهای توسعه یافته نسبت به روندها و تحولات اقتصادی، حساسیت ویژه ای و بیش از هر موضوع دارند و هر تحولی هر چند کوچک، با توجه و حساسیت مسئولان، افکار عمومی، نهادهای علمی و کارشناسان مواجه می شود و در مرحله آخر نیز جامعه مستقیما به آن واکنش نشان می دهد .


حتی در کشورهایی نظیر ترکیه و آرژانتین نیز در دهه نود و زمان اصلاحات ساختاری در اقتصاد، دولتهای متعددی به دلیل بالا بودن نرخ تورم و بیکاری استعفا داده اند یا در سال گذشته تنها به دلیل تغییر نرخ بازنشستگی اعتصابات سراسری در فرانسه به وقوع پیوست و کاهش در یک هزینه رفاهی و یا حقوق بیکاری در کشورهای غربی می تواند به یک معضل اجتماعی اعتصاب و اغتشاش تبدیل شود.


موسسات اقتصادی به دقت وضعیت اقتصادی کشور را تحت نظر دارند و با تغییر کوچی در نرخ رشد بدهی دولت، کسری بودجه، اعتبار و... هشدار می دهند و تاثیرات این روند، فورا در بازار بورس و شرایط بین المللی آن کشور نیز آشکار می گردد.


با این حال در ایران شاهد هستیم اصولا حساسیت عمومی نسبت به اقتصاد چه در حیطه حاکمیت و چه در حیطه اجتماع به شدت پایین است. افزایش یا کاهش سن بازنشستگی کوچکترین واکنشی برنمی انگیزاند، نصف کردن یا دو برابر کردن حقوق بیکاری به همچنین، تورم یک رقمی اواسط سال گذشته که از دو برابر گذشته و در حال سه برابر شدن است، به هیچ واکنشی منجر نمی شود، رشد اقتصادی ظرف یکی دو سال از 6 درصد به نیم درصد می رسد. اما هیچ واکنشی برانگیخته نمی شود و کسری بودجه و بدهی دولت نیز اساسا حساسیت کسی را جلب نمی کند.


حداکثر واکنش جامعه ایران به مهمترین رخداد اقتصادی ممکن، در حد سوال کردن قیمت ارز و طلاست و چه زمانی که سکه در یک روز 260 هزار تومان گران شد و چه وقتی در یک روز 200 هزار تومان ارزان شد، منجر به واکنشی خاص نمی شود؛ فروشندگان کالا اجناسی را که با قیمت دلار 1100 تومانی وارد کرده اند، با احتساب دلار 2400 تومانی به خریداران می فروشند و کسی اعتراض نمی کند و کلا اگر هر اتفاق و شوک اقتصادی در جامعه رخ دهد، از یک سو کارشناسان، نهادهای نظارتی و مسئولان و از این سو فعالان اقتصادی و مردم عادی پیش از آن که به فکر این باشند که چرا این اتفاق رخ داده و آیا باید در مقابل آن واکنشی داشت یا خیر، به این می اندیشند که چگونه خود را با آن وفق دهند، برایشان این مهم نیست که چرا قیمت ارز افزایش داشته، بلکه به این فکر می کنند که داراییشان را به دلار تبدیل کنند ، طلا بخرند یا از بانک مرکزی سکه پیش خرید کنند.


تفاوت حساسیت اقتصاد در یک جامعه توسعه یافته با جامعه ای مانند ایران، مانند تفاوت فردی است که به سلامتی خود اهمیت می دهد، ماهانه به پزشک مراجعه می کند، بدن خود را چکاپ می کند و روزانه به ورزش می پردازد، با توجه به نتایج آزمایش های پزشکی خود غذاهای مورد استفاده را انتخاب می کند، اما افراد دیگری هم هستند که بدون توجه به سن ، وزن و شرایط سنی و جسمی خود زندگی می کنند، هر طور دوست داشته باشند غذا می خورند ، تحرک ندارند ، آزمایش نمی دهند و در شرایط عادی به پزشک مراجعه نمی کنند.


شاید در دیدگاه این افراد، گروه مقابل به نظر وسواسی و خودآزار به نظر برسند و از نگاه آنان  توجه و حساسیت نسبت به سلامتی باعث بر هم خوردن آرامش و کاهش لذت زندگی شود، معمولا این افراد نیز با یک اتفاق ناگهانی نظیر سکته قلبی یا دیابت و... به دوران زندگی بدون استرس و توام با آرامش و بی خیالی خود پایان داده و مجبورند با عوارض آن کنار بیایند.


شاید در نگاه اول این تفاوت سیاسی به نظر برسد، اما در واقعیت این بی تفاوتی که حس مشترک  مردم، مسئولان کارشناسان ورسانه ها در ایران است، ریشه ای فرهنگی اجتماعی دارد.


سال گذشته با اوج گرفتن بحران اقتصادی در اروپا شاهد بودیم که تغییرات محسوسی بلافاصله در سبک زندگی مردم ایجاد شد، میزان استفاده از رستوران ها، اماکن تفریحی گرانقیمت و فروشگاه های سطح بالا به شدت کاهش یافت، بسیاری از مردم که با رکود اقتصادی بخشی از درآمد خود را از دست داده بودند، خود را با شرایط جدید وفق دادند، اما در جامعه ای مانند ایران، این به چشم نمی خورد و حتی در زندگی خصوصی و فردی نیز حساسیت لازم نسبت به اقتصاد وجود ندارد و بسیاری از افراد حتی به قیمت ورشکستگی و استفاده از پول بهره ای حاضر به تنظیم زندگی خود با تحولات نمی باشند.


نتیجه این گونه زندگی کردن نیز مشخص است: بی تفاوتی نسبت به پدیده هایی چون رکود اقتصادی، کاهش سرمایه گذاری، نرخ بیکاری، نرخ تورم و... موجب می شود یکباره شبیه یک سکته قلبی یا مغزی به اقتصاد شوک وارد شود و در آن زمان برای اصلاح رفتار و الگوی اقتصادی کشور فرصت کافی وجود ندارد.


به نظر می رسد در شرایط فعلی که با ورود دولت واستفاده از ذخائر استراتژیک بانک مرکزی بحران ارز و طلا تا حدی مهار شده است، به جای کاهش توجه به اقتصاد اذهان مسئولان ارشد کشور، اساتید و کارشناسان ، نمایندگان مجلس و افکار عمومی بیش از پیش متوجه اقتصاد گردد تا در این روندهای نادرست در اقتصاد کشور که به دلیل آمار ساختگی و عبور از قوانین به شرایط  بحرانی رسیده است، اصلاح گردد. اگر نام شوک اخیر اقتصادی کشور را سکته خفیف بگذاریم قطعا در صورت بی توجهی به اصلاح ساختار اقتصاد کشور و ادامه روند فعلی، سکته دیگری در راه است که عبور از آن به سادگی ممکن نخواهد بود.

به اشتراک بگذارید:

نظرات (21)
 مشکل مورد اشاره در این متن صرفا برای موارد اقتصادی نیست. در تمامی جنبه های زندگی ایرانیها اهل نق زدن و اعتراض پشت پرده و در محافل خصوصی هستند اما در جلو اهل تمجید و تعریف و ... تلاش برای استفاده از فرصت. فرصت طلبان قدرتمند نیز از این فرهنگ حداکثر استفاده را برده و اندک افراد معترض واقعی را سرکوب می کنند. به قول شهید مطهری فرق ما با کشورهای پیشرفته در این است که آنجا همواره مردم را تشویق به پیگیری حقوق خود می کنند ولی اینجا همواره تشویق به سکوت و ...
شناسه: 6044
بدون نام
9 بهمن 1390 ساعت 10:27
0
71
 جامعه سوداگر به قول.......یعنی همین دیگه!
شناسه: 6079
بدون نام
9 بهمن 1390 ساعت 12:17
0
32
 چه عجب فواد خان! بالاخره یه عکس بزرگ از شما دیدیم! خدا حفظت کنه.
شناسه: 6096
بدون نام
9 بهمن 1390 ساعت 13:16
3
32
 فواد یک عکس با لبخند بزار.
شناسه: 6105
بدون نام
9 بهمن 1390 ساعت 13:34
1
13
 راه کاری در متن ندیدم به غیر استعفا!
شناسه: 6123
عطا
9 بهمن 1390 ساعت 14:12
2
19
 فواد!
خوشم میاد که این بار ریشه ها رو نشونه گرفتی! تا وقتی که فرهنگ و منش اجتماعی مامبتنی است بر منافع شخصی، داستان همین خواهد بود.
شناسه: 6126
امیر
9 بهمن 1390 ساعت 14:25
2
28
 شما میدونی ترس از جون چیه؟ ... تا برسه روزی که از جونشون هم سیر شن
شناسه: 6150
بدون نام
9 بهمن 1390 ساعت 15:10
1
34
 کلا بی خیال!
شناسه: 6220
بدون نام
9 بهمن 1390 ساعت 17:14
0
4
 این است نتیجه واگذاری پست های بالا ی حکومتی به آورندگان مدالهای ورزشی !
یک نفر بعلت اینکه زورش زیاد است مدال میگیرد و نام ایران را در بالای سکوهای افتخار میبرد. خوب دستش درد نکند بهش جایزه های بیشتری ازجمله خودرو و سکه و خونه و .....میدهند! این خوب است.
ولی اینکه به او پست مدیریتی و یا سیاسی و یا وزارتی میدهند این با هیچ گونه توجیهی قابل قبول نیست. اون فرد زورش زیاد است ولی ایا توان مدیریتی و استعداد تصمیمگیریهای کلان مملکتی را دارد ؟ بجرات میتوان گفت که خیر ندارد. و این پر واضح است زیرا اگر میداشت حتما در ان زمینه در دانشگاهش افتخار میافرید و متمایز میشده ولی نشده پس پر واضح است که او فقط استعداد آنچیزی را دارد که در ان باوج رسیده نه چیز دیگری. ولی میبینی که در این نظام جا افتاده و پستهای کلان مملکتی را به یک ورزشکار مدال گرفته میدهند و او هم قبول میکند و بعد که نا توائیهایش به اوج میرسد و افتضاح ملی بار میاورد معذرت میخواهد و طلب بخشش و طلب کمک و راهنمائی و دریافت پیشنهادات سازنده . ایا این درست است ! بیش از سی و چند سال است که اینگونه عمل میشود و روز یروز هم اینگونه موارد زیادتر بچشم میخورد . تا کی این وضع ادامه خواهد داشت و از این همه سعی و خطا ها و تجربه های تلخ درسی گرفته نمیشود ؟؟؟؟
شناسه: 6222
فرهاد
9 بهمن 1390 ساعت 17:19
1
12
 ‫نه از کشتی چیزی میداند و نه از اقتصاد.
شناسه: 6247
بدون نام
9 بهمن 1390 ساعت 18:12
0
4
 آقای وزیر عذرخواهی شما به هیچ دردی نمیخوره یه کم دل داشته باش استعفا بده؛ البته استعفا هم بدی وضعیت بدتر میشه خب
شناسه: 6401
سعید
10 بهمن 1390 ساعت 03:08
1
5
 بارک الله آقا فواد عزیز که انصافا اهل فکر و انیشه ای اما درایت یادت نره
شناسه: 6510
بدون نام
10 بهمن 1390 ساعت 11:58
0
6
 با سلام فواد جانشما که در میان مردم هستی ایا تابه حال اعتزاض مردم به گرانی رانشنیده ای ودر مورد باز نشتگی باید عرض کنم که همانطور که مستحضرید دراروپا فرد وقتی که به بازنشستگی می رسد پوشش ها ومزایای بیشتر ی در یافت می کند اما در اینجا در زمان بازنشستگی وضعیت کارمند بدتر می شود این دلیل عدم اعتراض به بالا رفتن سن بازنشستگی است
شناسه: 6551
بدون نام
10 بهمن 1390 ساعت 13:09
1
4
 در یک کلام کند زدی
شناسه: 6571
بدون نام
10 بهمن 1390 ساعت 13:52
7
2
 اگر وزیری؛مسئولی احساس کرد(البته نه از نوع تکلیف)که عملکرد او منفی ست و توان انجام کاری را ندارد؛باید خود را کنار کشیده و عرصه را به کسانی که توانایی بهتر و بیشتری دارند بسپارد.این نوع نرمال قضیه است.اما مسئولان ما از بالا تا پایین چون احساس تکلیف!!میکنند ؛تا آخرین نفس میمانند و ویرانه ای را به دیگری تحویل میدهند.و دوباره روز از نو روزی از نو.
شناسه: 6574
بدون نام
10 بهمن 1390 ساعت 13:54
0
5
 نقد جالبی ست.من در هیچ کجای تاریخ ندیدم مردم قحطی زده و گرسنه در ایران وارد جنبش های اعتراضی شوند و اعتراض ها در حد خیلی پراکنده و موردی بوده است.
بحران اقتصادی و ورشکستگی حکومت ها در اغلب مواقع و یک عامل خارجی در ایران موجب سقوط حکومت ها شده...
شناسه: 6584
بدون نام
10 بهمن 1390 ساعت 14:24
1
4
 فواد صادقی عزیز؛عکس نذار.اسم تو آنقدر وزن دارد که نیازی به عکس نیست
شناسه: 6729
بدون نام
10 بهمن 1390 ساعت 19:42
2
3
 ایشان بعد از برخاستن از تشک کشتی مدتی رانیز درزمان تصدی اقای بیطرف(وزیر نیروی دولت اصلاحات) بعنوان مدیر روابط عمومی وزارت نیرو اشتغال داشتند ولی فکر کنم اگر الان درروابط عمومی دارایی مشغول شوند انشاءاله موفق میشوند
شناسه: 6769
بدون نام
10 بهمن 1390 ساعت 21:18
0
1
 این تعریف و تمجیدا رو خودتون میذارید دیگه آقا فواد؟!!!!
شناسه: 7058
بدون نام
11 بهمن 1390 ساعت 14:52
4
2
 بابا خوژ تیـــــــــپ !! :))
شناسه: 7121
سعید
11 بهمن 1390 ساعت 17:07
0
3
 به نظر شما با وجود اینکه بیشتر انواع اعتراض در ایران (البته از نوع اعتراض مردمی) از نظر امنیت ملی سنجیده می شود و یا قصد براندازی در آن جستجو می شود، کسی حال اعتراض کردن دارد؟
شناسه: 7337
بدون نام
12 بهمن 1390 ساعت 10:41
0
10
ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی :
* متن نظر:
  

آخرین اخبار

عدالت به شیوه عمر و عثمان؟!

مجلسی ها خودشان را بیمه جهنم کردند

مهدی خرم دل