۱- تعریف شفافیت
شفافیت در کتاب لغت به وضعیتی اطلاق شده که درک امری را آسان میسازد.{آکسفورد}(۱)
اصطلاحا ،تکلیف ارائه و حق دریافت اطلاعات توسط حاکمان برای شهروندان ،تعریفی است که از شفافیت ارائه می شود.طریقه ای که حاکمیت خود را مقید می داند اطلاعات مورد نیاز مردم را در اختیار شهروندان قرار داده و بدور از پنهان کاری ،مجاری آگاهی عمومی را تسهیل نماید.{۲}
این معنا در حوزههای مختلف اجتماعی کارکرد دارد. در پارادایم حقوق عمومی ،شفافیت به این معنا است که با اطلاعاتی که دولت در اختیار شهروندان قرار میدهد، به آنها امکان داده شود تا از آنچه دولت انجام میدهد آگاه شوند.[۳]بتوانند تحلیل و نقد و قیاس کنند و تاریکخانه ای فراروی خود نبینند.
۲- هدف از شفافیت
تجویز دسترسی شهروندان به اطلاعات بمنظور توانمندی جهت رصد اعمال حاکمان از جمله اهداف مزبور است که به تبع آن، آحاد جامعه و مسئولان، در قبال سیاستها و عملکردها پاسخگو می گردند. بنابراین شفافیت را میتوان به منزله اطلاعاتی دانست که توسط نهادها منتشر میشوند و ارزیابی این نهادها را آسانتر و روشنتر میسازند.با چنین هدفی قدر مسلم، فساد کمتر و بهره وری فزونتر است.
۳-شفافیت،یک مطالبه فراملی
حق دسترسی به اطلاعات در اعلامیه جهانی حقوق بشر (ماده 19) و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (ماده 19)، تصریح شده است و چنانکه ذکر شد دسترسی به اطلاعات در واقع در ارتباط تنگاتنگ با آزادی عقیده و بیان داشته و همچنین اساس شفافیت به حساب میآید.
۴-شفافیت،از بنیادین ترین مصادیق حقوق بشر و شهروندی
شفافیت اهرمی توانبخش و کمکی مؤثر در احیا،تضمین، صیانت و برخورداری از حقوق بشر میباشد. شفافیت یکی از خصایص بارز حکمرانی شایسته است و مهمترین تعهد حکمرانی شایسته ،تضمین حقوق بشر و شهروندی می باشد. لذا میتواند به عنوان سازوکار موثر حامی حقوق اقتصادی اجتماعی و فرهنگی شهروندان،قدرت را به نقطه تراز مورد انتظار برساند.
۵-آثار و پیامدهای شفافیت در حوزه عمومی
اطلاعات ،مهمترین آذوقه برای تصمیمات در مقیاس فردی و اجتماعی است. اگر این اطلاعات از آزمون راستی سنجی با موفقیت بیرون آمده و جامع و کامل باشد، تصمیماتی که بر مبنای آن گرفته می شود، مستحکم و منطبق با خیر فردی و اجتماعی خواهد بود.ضریب توفیق، نسبت مستقیمی با اطلاعات مناسب و متناسب دارد.با توجه به پیوستگی تنگاتنگ اطلاعات با مفاهیمی چون:
توسعه، توانمندی، بهره وری و ... پاسخگویی، قانون مندی و صداقت حاکمان با آحاد مردم می تواند آهنگ رشد را موزون تر و شدیدتر سازد. در فضایی که نقشها و مسئولیتها مشخص نباشد و اطلاعاتی در مورد فعالیتها در دسترس نباشد پاسخگویی امکانپذیر نبوده و حاکمیت قانون نیز خدشهدار خواهد شد.
۶-بدون شفافیت،حاکمیت قانون به محاق می رود
حلقه ارتباط ملت و دولت،قانون است. پایبندی به قانون، دستور زبان مشترک شهروندان و مقامات عمومی است. بدون دسترسی به اطلاعات، دیالوگی بین شهروندان و دولت وجود نخواهد داشت و فساد و سوء استفاده از قدرت به راحتی اشاعه خواهد یافت.[3] شفافیت راهی است به سوی اینکه منعکس نماید در جامعه چه میگذرد و هرگونه کنترل بر مدیریت عمومی را تسهیل مینماید. خدشهای که حاکمیت قانون از فقدان شفافیت میبیند، محیط را مهیا میکند برای پایمال شدن حقوق مردم و سوء استفاده از قدرت و از این نظر شفافیت لازمه برخورداری کامل از حقوق بشر به حساب میآید.
سهیم شدن در اطلاعات، مردم را قادر میسازد تا تصمیمات سیاسی آگاهانهتری بگیرند و پاسخگویی دولت را ارتقا داده و حوزه فساد را کاهش دهد.
۷-اتاق شیشه ای که تاریکخانه ای ندارد
اگر افق ها روشن باشد و چشم انداز نسبتا با ثباتی فراروی مردم باشد، آنها خواهند توانست روابط و مناسبات خود را بروفق مصالح ملحوظه خود تنظیم کنند.روابط اجتماعی در یک جامعه براساس پیشفرضهایی استوار است و افراد جامعه براساس این پیشفرضها میتوانند انتظار داشته باشند که در روابط خود چه چیزی ارائه میکنند و در مقابل چه چیزی دریافت خواهند کرد. لذا جامعه براساس برخی پیشفرضهای مبتنی بر اعتماد عمل میکند و اعتماد در یک فضای شفاف میتواند به بهترین وجه شکل بگیرد. در صورت فقدان شفافیت و وضوح، اعتماد به طور جدی خدشهدار میشود و زندگی مردم به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد.
۸-شرایط پیش بینی پذیر در پرتو شفافیت
پنهان کاری و شناور بودن تصمیمات و تصمیم سازی پشت درهای بسته مردم را سرگردان و برنامه ریزی ها را سیال و باری بهر جهت می کند.تنها در یک محیط شفاف است که مردم میتوانند با درک کامل از اوضاع به طور آزادانه درخصوص نحوه رفتار خود تصمیم بگیرند. از این نظر شفافیت ابزاری مهم برای آزادی است. یک حکمرانی شفاف، روشن میسازد که آنچه انجام میشود چگونه و چرا انجام میشود و شامل چه کسانی است و براساس چه استانداردهایی تصمیمگیری شده است.{۵}
۹-بانک جهانی و ارائه یک الگو برای شفافیت
شفافیت در عرصه عمومی بیشتر معطوف به مسائل اقتصادی است. حال آن که گستره فزونتری را شامل می شود. بانک جهانی نیز با رویکردی بیشتر اقتصادی چنین تعریفی ارائه می دهد:«شفافیت بیانگر افزایش جریان دورهای و معتبر اطلاعات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است درباره: سرمایهگذاران خصوصی، استفاده از وامها و اعتبار وام گیرندگان، ارائه خدمات دولتی، سیاستهای مالی و پولی دولت و فعالیت نهادهای بینالمللی، متقابلاً، فقدان شفافیت در صورتی است که فردی اعم از یک وزیر دولت یا یک نهاد عمومی، یک شرکت یا یک بانک، عمداً مانع از دسترسی به اطلاعات شده یا اطلاعات غلط ارائه نماید یا اینکه در تضمین کیفیت اطلاعات ارائه شده قصور نماید.»[۶]
۱۰-موانع انسانی و ساختاری شفافیت:
طبیعی است که با پیامدهای موصوف شفافیت،این رویکرد در تضاد و اصطکاک با منافع برخی صاحبان اطلاعات و اصحاب قدرت و مکنت و ثروت باشد. لذا با موانع زیادی در همه عرصه ها درگیر خواهد بود.به ویژه کسانی که علی القاعده باید پاسخگو باشند و ترجیح می دهند زاویه دید دیگران به عملکردشان تنها از سمتی باشد که خود می پسندند و موقعیتشان را متزلزل نمی سازد. چه اگر اطلاعاتی خلاف منافعشان افشا شود، میتواند قدرت آنها را متزلزل و شایستگی های مورد ادعایشان را در بوته نقد و با عیار نظارت دیگران لوث ساخته و از حیز انتفاع ساقط دارد!
۱۱-پاسخگویی،در تعارض با پنهان کاری
جمله معروف امام خمینی که می فرمودند کاری نکنید که نتوانید به مردم بگویید، متضمن این نکته ظریف است که پنهان کاری مثل مردابی ، بستر بروز فساد را ایجاد می کند. وقتی همه خود را پاسخگو بدانند گریز از شفافیت نخواهند داشت. چون در کوران هر تصمیمی خود را در قبال افکار عمومی پاسخگو قلمداد می کنند. شهید بهشتی در عبارتی کلیدی ،ذیل تفسیر آیه "لا یسئل عما یفعل و هم یسئلون" اشاره می فرمود هیچ کس در نظام اسلامی جز ذات اقدس احدیت غیر پاسخگو نیست.وقتی صاحب مکنت و قدرتی خود را در اتاق شیشه ای افکار عمومی تصور کند دست و پای خود را جمع کرده و کاملا عنان در اختیار می گیرد تا مبادا سوژه ای به نقادان رسانه و رقیب در کمینگاه و ... دهد.این حالت خوف و بیم ،فضایی خود پالا ایجاد می کند که خیر عمومی را در پی خواهد داشت.
۱۲-شفافیت،دشمن فساد
فساد اگر چه از مناظر گوناگون قابل تعریف است اما در حوزه عمومی به سوء استفاده از موقعیت برای تأمین منافع شخصی اطلاق می شود.[۷] از اختلاس ۳۰۰۰ ملیاردی تا اخذ رشوه از سوی مقامات یا گرفتن کمیسیون در خریدها یا ارائه خدمات دولتی یا فقدان شایسته سالاری در عزل و نصب ها یا قراردادهای صوری یا ترک تشریفات یا دادن پروژه ها به پیمانکاران فاقد شرایط یا هر ترتیببی که غبطه بیت المال در آن لحاظ نشده و متضمن شکستن قانون باشد،از این جمله مصادیق است.با تمکین به قاموس شفافیت ،فساد خجل از بروز شده یا رخت بر می بندد یا آنقدر خود را آرایش و پیرایش می کند که در پشت شیشه شفافیت هم چشمی به زشتی های آت پی نبرد!
۱۳-فساد،شبکه ای از مفاسد را پیله وار بدور خود می سازد
بقول حضرت مولانا "نور" همواره نور را به سمت خود جلب می کند و" نار" هماره دنبال ناری ها می گردد تا با آنها شبکه سازی کند:
نوریان مر نوریان را جاذبند ناریان مر ناریان را طالبند
فساد از چنین خاصیتی برخوردارست و به محض امکان سنجی و یافتن مرداب رشد و نمو،دنبال شبکه سازی و گسترش سرطان وار می گردد. در یک محیط فاسد، کسانی که به فساد وابستهاند، با سوء استفاده از امکاناتی که به آنها اعطا شده است، به طور غیرقانونی و ناشایست، چونان زالو به مکش فرصت ها می پردازند و بفرمایش امام علی مثل شتر گرسنه با دو لپ خود مبادرت به بلعیدن ماکولات می نمایند! در جامعه فساد زده، تأثیر گسترده فساد به کل سیستم دموکراتیک سرایت میکند و حکمرانی مطلوب و حاکمیت قانون را تخریب نموده و ثبات نهادهای دموکراتیک و پایههای اخلاقی دولت را سست میکند. لذا مشکل مضاعف اخلاقی بروز میکند به طوری که اکثر مردم تمایل به فساد پیدا میکنند و این احساس فارغ از تعریف قانونی، در آینده گسترش یافته و نهایتاً فساد از سوی جامعه پذیرفته میشود.[۸]
۱۴-جامعه سودا گر ،به فساد اعتراض نمی کند
مناسبات نهادین شده فساد،جامعه را از درون پو ک می کند.امام حسین (ع)می فرماید: اگر سنت امر به معروف و نهی از فساد از جامعه ای رخت بر بندد ، فاسدان مسلط بر مقدرات مردم می شوند.اینکه حضرت به دشمنانش خطاب می فرماید شما کلام حق را نمی توانید بشنوید چرا که شکمهایتان سرشار از حرام است بدین خاطرست که فساد نهادینی که اعتراضی را بر نانگیزد جامعه را با خطر سقوط اخلاقی مواجه می سازد و چنان می شود که:فاسد همه را به کیش خود پندارد!شهوندانی که فساد را پذیرا باشند در وهله اول ملک درون خود را به ناراستی متقاعد ساخته اند و زاویه گیری از سلامت فردی و عمومی از همین منزل خطور پیدا می شود.
گفت دانایی که گرگی خیره سر هست پنهان در نهاد این بشر
هر که با گرگش مدارا می کند خلق و خوی گرگ پیدا می کند
هر که گرگش را دراندازد به خاک رفته رفته می شود انسان پاک
۱۵- عدالت،اول قربانی جولان فساد
در سایه فقد شفافیت، فساد چون خوره ای،موریانه وار، پایه های عدالت و برابری را از هم می پاشاند. کسانی که با پرداخت رشوه به حقوق قانونی خود میرسند، و آنهایی که نمیتوانند بپردازند و نمیرسند در مقابل قانون یکسان نیستند و در چنین فضایی عملاً قانون حاکم نیست .برابری منعزل می شود و نابرابری در صدر می نشیند. بعنوان نمونه ، شایسته سالاری که از مبنایی ترین حقوق شهروندی است با سیطره رابطه به جای ضابطه چهره آشفته ای بخود می گیرد .
هر که در این دهر مقرب تر است صدر نشین تر و برخوردار تر خواهد بود نه هر که شایسته تر است!همین یک قلم خود دروازه هر نوع مفسده ای است.نتیجه اینکه کسانی که متعرض فسادند از هستی ساقط شده و هیچگاه رونق نمی یابند.در مناسبات اقتصادی هم شریک دزد است که برخوردار می شود و متعرض به فساد،انگ می خورد و عرصه را تنگ می بیند.
عدل چبود وضع اند موضعش ظلم چبود وضع در نا موضعش
عدل چبود آب ده اشجار را ظلم چبود آب دادن خار را
۱۶- سیستم چک و بالانس و سامانه خودپالا، بختک فساد
وجود یک سامانه خود پالا و سیستم چک و بالانس مستمر، مؤثر و پاسخگو ،تنها در یک محیط شفاف امکانپذیر است. سنسورها باید چنان عمل کند که امکان افشای فساد متصور باشد. البته این توانایی را مقدمات واجبی است که بدون لحاظ آن، گفتن از شفافیت تنها یک شعار بی ریشه است!صندوق بینالمللی پول در تدوین «کد شفافیت مالی» هدف خود را پاسخگو نمودن هرچه بیشتر دولتها در قبال هزینهها و درآمدهای عمومی ذکر کرده و فرضهایی که کد براساس آنها استوار است به این صورت بیان شده است که شفافیت مؤثر و پیوسته، منجر به پاسخگویی بیشتر خواهد شد و پاسخگویی بیشتر و پیوسته، منجر به منصفانه و کارا بودن سیاستهای مالی و کاهش فساد خواهد شد.[10]
۱۷-مقدمات واجب تحقق پذیری شفافیت
اهرم ها و عناصری {اعم از ساختاری و رفتاری }دخیلند تا حاصل شفافیت،تامین خیر عمومی و منافع همگانی گردد.از جمله سامانه قضایی مستقل، باز گذاشتن مجاری اخذ اطلاعات-آزادی رسانهها، آزادی اجتماعات، NGOها و سوپاپ های فعال حوزه عمومی غیر دولتی-امکان پذیری حداکثری مشارکت عمومی، انتخابات متضمن سلامت و متجلی کننده خواست حقیقی مردم -روحیه اطاعت از قانون و قوانین متضمن خیر عموم.کرسی های نقد و مناظره.مراکز آماری مستقل و تابع موازین علمی نه دستورات مافوق و کارآمد سازی مجاری نظارتی و استقلال حداکثری آنها از مجاری اجرایی از این جمله اند.تجهیز مجاری موصوف به ادوات نوین سنجش و ارزیابی و متخصصان صاحب نظر در امور نظارتی باید مورد توجه قرار داده شود.
۱۸- اعمال روش های متقاطع میزان کننده و تعادل بخش
با اعمال نظارت هدفمند و موثر و اعمال اهرمهای میزان کننده و بالانس متقاطع است که می توان امیدوار بود فساد را تا حد معقولی کاهش یابد. بدون وجود شفافیت و در فقدان دسترسی به اطلاعات ،موارد فساد افشا نشده و مرتکبین فساد مجبور به پاسخگویی نخواهند بود.فساد در سینه مفسدین خواهد خفت و جز شب اول قبر و یوم تبلی السرائر کسی را یارای دسترسی به پرونده راکد خاک خورده آن نخواهد بود
۱۹-اعتماد عمومی ،میوه شیرین شفافیت
در گفتمان انقلاب اسلامی،اعتماد مردم و ابتنای نظام بر اقبال قلوب ولی نعمتان انقلاب{آحاد مردم}بزرگترین سرمایه تلقی می گردد.چنانچه در کلام امام و مقام رهبری و بزرگان انقلاب، بارها مورد اشاره قرار گرفته است.با این پشتوانه است که مشارکت مؤثر مردم در فرآیند تصمیمگیری شکل می گیرد.البته در یک فضای شفاف، اعتماد عمومی به دولت افزایش یافته و پایه های مردم سالاری قوام و دوام می یابد.مردم وقتی به کارگزاران نظام اعتماد کنند،برای تحقق اهداف از جان و دل مایه می گذارند و میثاق نا نوشته ای برای پیشبرد اهداف در نهاد هر شهروند شکل می گیرد.
۲۰-مشارکت آگاهانه عمومی،موکول به شفافیت اطلاعات
سنگ بنای مشارکت مردم در امور و نقش آفرینی در بزنگاه های مورد نیاز، داشتن آگاهی و اطلاعات واقع نما است .شفافیت لازم است تا مردم آگاهانه در فرآیند تصمیمگیری مشارکت نمایند چرا که بقول دکتر محمد هاشمی: دموکراسی چیزی جز مشارکت آگاهانه و مؤثر مردم در تعیین سرنوشت خود نیست . داشتن اطلاعات درست،یکی از پیش شرطهایی است که به شهروندان امکان میدهد براساس آن، هوشیارانه و آگاهانه انتخاب کنند. زوال شرایط دموکراسی به زوال خود دموکراسی منجر میشود و آن را پوسته ای بی مغز و نمایشی صوری می پروراند. وقتی تصمیمات در پشت درهای بسته گرفته شود و از مردم پنهان بماند، نتیجه تباهی مشارکت عمومی شهروندان است. در این حالت نه تنها برد دموکراسی کاهش مییابد، بلکه در برد باقیمانده نیز ژرفای دموکراسی کاهش مییابد.
۲۱-شفافیت،بنیان مردم سالاری آگاهانه
کوهن کارل در کتاب دموکراسی می نویسد:دموکراسی دارای 3 بعد است که عبارتند از: پهناوری، ژرفا و برد. پهناوری مسئلهای است کمی و عبارت است از نسبت تعدادی از افراد اجتماع که از تصمیمگیری تأثیر میپذیرند و در گرفتن آن تصمیم شرکت دارند یا میتوانند شرکت داشته باشند. ژرفای دموکراسی عبارت از این است که مشارکت افراد در تصمیمات نهایی و واقعی تا چه حد مؤثر است و آیا این تصمیمات توسط یک فرد یا گروهی از افراد قابل لگد مال شدن است. و برد دموکراسی عبارت از این است که در چه مسائلی باید تصمیمگیری مشارکتی صورت گیرد. [۱۰] با این گفتار نمی توان صرف شرکت در انتخابات را متضمن گوهر دموکراسی دانست و باید به همه ابعاد آن توجه کرد.اگر مردم بخواهند بدون آگاهی تصمیم بگیرند، یا برای تصمیمگیری نماینده انتخاب کنند، باید منتظر فاجعه باشند .پنهانکاری خنثی کننده و خصم مادر زاد مردم سالاری است بنیاد مشارکت آگاهانه شهروندان اگر سست میشود ،راه برای فساد هموار می گردد و این چیزی نیست که دلواپسان خیر عمومی جامعه از آن چشم پوشند. پنهانکاری و بیاعتمادی به مردم در هیچ صورتی و با هیچ توجیهی نباید موجه شناخته شود. نخستین تیر محدودیت جریان اخبار و اطلاعات به قلب دموکراسی بر می خورد! نفس مردم سالاری بشماره افتاده و برد آن کوتاه میشود.
۲۲-سازو کارهای پاسخگویی عملا فعال باشند
هیچ زاویه ای نباید حاشیه امن نظارت باشد.همه باید تحت نظارت مستقیم و غیر مستقیم مردم،نهادهای حوزه عمومی غیر رسمی یا مراجع مسئول رسمی در امر نظارت باشند.نظارتی که خود تحت نظارتی دیگر قرار دارد و بدین طریق شبکه ای از نظارت با چشمان بازی که هر یک دیگری را می پاید شکل می گیرد{۱۱}
حکمرانی مردم سالار نیازمند ساز و کارهایی است که مردم به طور عادی و کمهزینه مطالبات و حقوق خود راپیگیری نمایند و حکمرانان را در تمام سطوح، مقابل عملکردشان پاسخگو نگه دارند.
برای تحقق این امر لازم است مردم امکان نظارت بر اعمال حکومت را داشته باشند و در جریان چند و چون فعالیتهای دولت و عوامل آن قرار گیرند. در این فرایند دولت باید قانوناً متعهد به افشای آمار و اطلاعات درخصوص فعالیتهای خود باشد.بنظر می رسد تمهیداتی که در قانون اساسی مدنظر قرار گرفته تا حدی سر خط ها را می دهد.حلقه مکمل آن قوانین عادی و مهمتر از همه آنها عزم عمومی و یک تقید نهادین ملی است که می تواند از بالا تا پایین،همه را در سامانه ای شفاف و پاسخگو در قبال اقدام و تصمیم نماید.شرایطی استثنا ناپذیر که همه خود را در برابر محک قانون،ملتزم به شفافیت بدانند و چنان نگردد که بقول سعدی بی توجهی در ایجاد یک منفذ کوچک ،یک گسل گشاد را در پی داشته باشدکه :
اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی بر آورند غلامان او درخت از بیخ
***
*کارشناس ارشد حقوق
[1]- Transparency
مراجعه شود به:Oxford Dictionary
[2]- برای تکمیل اطلاعات مراجعه فرمایید به:دکتر محمد هاشمی-حقوق بشر و آزادی های اساسی-نشریه حقوق عمومی و حقوق بشر دانشگاه شهید بهشتی-شماره۱ / مقاله نقش شفافیت در تحقق حکمرانی مطلوب/هرمز یزدانی زنوز/نشریه حقوق اساسی/سال۶/شماره۱۱/فصل نامه تخصصی حقوق عمومی/ شماره ۱ و ۲
[3]-آن فلورینی، سیاست شفافیت: آیا دست نامرئی بازار نیاز به دستکش شفاف دارد، ترجمه افشین خاکباز و جعفرل خیرخواهان، در حکمرانی خوب بنیان توسعه، مرکز پژوهشهای مجلس، چاپ اول، 1383، ص 526. {به نقل از هرمز یزدانی زنوز-همان}
[4]- Ida Elisabeth Koch, "Good Govemance and the Implementation of Economic. Social and Cultural Rights", In, Human Rights and Good Govemance, Kluwer law international 2002. p. 87.
{۵}هرمز یزدانی زنوز/همان.
[6]- Burkart, Holzner, "The Transparency Syndrome in Global Change", University of Pittsburgh: Sociology, 2003, www.pitt.Edu/-socdept/faculty/holzner.Html
[۷]- Marella Buckley, "Anti Corruption Initiatives and Human Rights: the Potentials" in, Human Rights and Good Govemance, Kluwer law international 2002, p. 173. {همان}
{۸}هرمز یزدانی زنوز/همان.
[۹]- کوهن کارل، دموکراسی، فریبرز مجیدی، نشر خوارزمی، چاپ اول، تهران 1373. ص 27.
[۱۰]- همان{فریبرز مجیدی}
{۱۱}رجوع به :نظارت و تعادل-دکتر محمد راسخ